خاقانی (غزلیات)/عتاب رنگ به من نامهای فرستادی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (عتاب رنگ به من نامهای فرستادی) از خاقانی |
' |
| عتاب رنگ به من نامهای فرستادی | مرا به پردهی تشریف راه نو دادی | |
| صحیفههای معانی نوشتی و سر آن | به دست مهر ببستی و مهر بنهادی | |
| چو نقش عارض و زلف تو نوک خامهی تو | نمود بر ورق روز از شب استادی | |
| مرا نمودی کای پای بست محنت ما | به غم مباش که ما را هنوز بر یادی | |
| مترس اگرچه به صد درد و بند بسته شدی | کنون که بندهی مایی ز هر غم آزادی | |
| از آن زمان که بدیدم نگار خامهی تو | نگار نامهی من گشت نامت از شادی | |
| ز لطفها که نمودی گمان برم که همی | در بهشت بر اهل نیاز بگشادی | |
| ز فصلها که نوشتی یقین شدم که همی | دم مسیح بر مردگان فرستادی | |
| دلیل که از غم غربت چو دیر بود خراب | به روزگار تو چون کعبه شد به آبادی | |
| ز رغم آنکه مرا در غم تو طعنه زنند | غم تو شادی من شد که شادمان بادی |