خاقانی (غزلیات)/سرهای سراندازان در پای تو اولیتر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (سرهای سراندازان در پای تو اولیتر) از خاقانی |
' |
| سرهای سراندازان در پای تو اولیتر | در سینهی جانبازان سودای تو اولیتر | |
| ای جان همه عالم، ریحان همه عالم | سلطان همه عالم مولای تو اولیتر | |
| ای داور مهجوران، جان داروی رنجوران | صبر همه مستوران، رسوای تو اولیتر | |
| خواهی که کشی یاری آن یار منم آری | گر کشتنیم باری در پای تو اولیتر | |
| خرمترم اینک بین از خوی توام غمگین | کز هرچه کند تسکین صفرای تو اولیتر | |
| دل کز همه درماند جان بر سرت افشاند | چون جای تو او داند او جای تو اولیتر | |
| رای تو به کینتوزی دارد سر جانسوزی | چون نیست لبت روزی هم رای تو اولیتر | |
| تا تو به پری مانی، شیدای توام دانی | یک شهر چو خاقانی شیدای تو اولیتر |