خاقانی (غزلیات)/روی تو را در رکاب شمس و قمر میرود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (روی تو را در رکاب شمس و قمر میرود) از خاقانی |
' |
| روی تو را در رکاب شمس و قمر میرود | لعل تو را در عنان شهد و شکر میرود | |
| قافلهی عشق تو میرود اندر جهان | طائفهی عقلها هم به اثر میرود | |
| روی تو را در فروغ دید نشاید از آنک | ز آتش رخسار تو تاب بصر میرود | |
| بیتو به بازار عشق سخت کساد است صبر | نقد روانتر در او خون جگر میرود | |
| حاصل خاقانی است دفتر غمهای تو | زان چون قلم بر درت راه به سر میرود |