حافظ (غزلیات)/منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (منم که دیده به دیدار دوست کردم باز) از حافظ |
' |
| منم که دیده به دیدار دوست کردم باز | چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز | |
| نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی | که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز | |
| ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل | که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز | |
| طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق | به قول مفتی عشقش درست نیست نماز | |
| در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر | در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز | |
| به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی | که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز | |
| فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق | نوای بانگ غزلهای حافظ از شیراز |