حافظ (غزلیات)/روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست) از حافظ |
' |
| روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست | در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست | |
| گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست | چون من در آن دیار هزاران غریب هست | |
| در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست | هر جا که هست پرتو روی حبیب هست | |
| آن جا که کار صومعه را جلوه میدهند | ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست | |
| عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد | ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست | |
| فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست | هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست |