حافظ (غزلیات)/رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی) از حافظ |
' |
| رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی | آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی | |
| مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا | و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی | |
| میگشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم | میکردم اندر آن گل و بلبل تاملی | |
| گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق | آن را تفضلی نه و این را تبدلی | |
| چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب | گشتم چنان که هیچ نماندم تحملی | |
| بس گل شکفته میشود این باغ را ولی | کس بی بلای خار نچیدهست از او گلی | |
| حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ | دارد هزار عیب و ندارد تفضلی |