حافظ (غزلیات)/دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد) از حافظ |
' |
| دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد | گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد | |
| گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ | گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد | |
| سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست | از بهر این معامله غمگین مباش و شاد | |
| بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ | در معرضی که تخت سلیمان رود به باد | |
| حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است | کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد |