حافظ (غزلیات)/به آب روشن می عارفی طهارت کرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (به آب روشن می عارفی طهارت کرد) از حافظ |
' |
| به آب روشن می عارفی طهارت کرد | علی الصباح که میخانه را زیارت کرد | |
| همین که ساغر زرین خور نهان گردید | هلال عید به دور قدح اشارت کرد | |
| خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد | به آب دیده و خون جگر طهارت کرد | |
| امام خواجه که بودش سر نماز دراز | به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد | |
| دلم ز حلقه زلفش به جان خرید آشوب | چه سود دید ندانم که این تجارت کرد | |
| اگر امام جماعت طلب کند امروز | خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد |