حافظ (غزلیات)/ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند) از حافظ |
' |
| ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند | مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند | |
| طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند | زین قصه بگذرم که سخن میشود بلند | |
| خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون | دل در وفای صحبت رود کسان مبند | |
| گر جلوه مینمایی و گر طعنه میزنی | ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند | |
| ز آشفتگی حال من آگاه کی شود | آن را که دل نگشت گرفتار این کمند | |
| بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست | تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند | |
| جایی که یار ما به شکرخنده دم زند | ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند | |
| حافظ چو ترک غمزه ترکان نمیکنی | دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند |