حافظ (غزلیات)/ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر) از حافظ |
' |
| ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر | بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر | |
| از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست | کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر | |
| این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است | دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر | |
| تا کی می صبوح و شکرخواب بامداد | هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر | |
| دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد | بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر | |
| اندیشه از محیط فنا نیست هر که را | بر نقطه دهان تو باشد مدار عمر | |
| در هر طرف که ز خیل حوادث کمینگهیست | زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر | |
| بی عمر زندهام من و این بس عجب مدار | روز فراق را که نهد در شمار عمر | |
| حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان | این نقش ماند از قلمت یادگار عمر |