حافظ (غزلیات)/اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح) از حافظ |
' |
| اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح | صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح | |
| سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات | بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح | |
| ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص | از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح | |
| ز دیدهام شده یک چشمه در کنار روان | که آشنا نکند در میان آن ملاح | |
| لب چو آب حیات تو هست قوت جان | وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح | |
| بداد لعل لبت بوسهای به صد زاری | گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح | |
| دعای جان تو ورد زبان مشتاقان | همیشه تا که بود متصل مسا و صباح | |
| صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ | ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح |