هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

بزرگداشت چهاردهمین سالروز انقلاب شاه و ملت ۶ بهمن ماه ۱۳۵۴

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو


آرا و دیدگاه های پایوران و صاحبنظران جهان در مورد انقلاب سفید ایران

شخصیت‌های بزرگ و کارشناسان علی قدر کشورهای جهان مطالب بسیاری راجع به انقلاب ایران گفته و نوشته‌اند. بسیاری از کشورها از تجربیات ایران در راه مبارزه با بیسوادی و اصلاحات ارضی استفاده نمودند و شخصیت‌ها و کارشناسان فرهنگی جهان اصل تشکیل سپاه دانش را یکی از انقلابی‌ترین و مؤثرترین راه مبارزه با بیسوادی در کشورهای در حال رشد تشخیص دادند. سازمان بزرگ یونسکو که مهم‌ترین و معتبرترین سازمان‌های فرهنگی جهان است، کارشناسان خود را به ایران اعزام داشت. این کارشناسان پس از مطالعات دقیق اظهار نظر کردند که ایجاد سپاه دانش بهترین و مؤثرترین راه مبارزه با بیسوادی است. رهبران جهان و شخصیت‌های عالی‌قدری که از کشور ما بازدید کردند با اتکاء به مشاهدات خود و گزارش‌های نمایندگان و کارشناسان کشور خویش انقلاب ایران و نتایج سودمند آن را مورد تحسین و ستایش قرار دادند. در زیر چند اظهارنظر از شخصیت‌ها و کارشناسان و صاحبنظران کشورهای مختلف جهان می‌ باشد:

وزیر کشاورزی رومانی- آنژلو میکلسکو وزیر کشاورزی و جنگلداری رومانی درمورد اصلاحات ارضی و کشاورزی ایران چنین اظهار نظر کرده است: ملاقات و مذاکراتی که در مدت اقامتم در تهران با مسئولان اصلاحات ارضی و امور کشاورزی ایران انجام دادم، نتایج بسیار نیکویی داشت و من فرصت یافتم از فعالیت‌های کشاورزی، شرکت‌های تعاونی روستایی، خانه‌های فرهنگ روستایی، بیمه‌های اجتماعی روستاییان و مخصوصاً نحوه اجرای قوانین اصلاحات ارضی ایران دیدن کنم و با کار عظیمی که شده است و می‌شود، آشنا شوم. به نظر من پیشرفت‌هایی که با انقلاب ارضی در ایران به دست آمده است، بسیار چشمگیر و غرورانگیز است مخصوصاً باید به مسئله یکپارچه کردن فعالیت‌های تولیدی کشاورزی در چهارچوب شرکت‌های سهامی زراعی و تعاونی کردن تولید اشاره کنم، زیرا این مهم‌ترین و مؤثرترین راه برای توسعه و پیشرفت کشاورزی در جهان امروز است. حتی من به این نتیجه رسیدم که نحوه اجرای قوانین اصلاحات ارضی و تشکیل شرکت‌های تعاونی روستایی، شرکت‌های سهامی زراعی، خانه‌های فرهنگ روستایی و صنایع دستی روستایی می‌تواند سرمشق کار کشورهای مشابه قرار گیرد و آنچه در همه‌جا و در همه تماس‌های خود با کشاورزان و زارعین ایرانی احساس کردم نقش قاطع رهبری شاهنشاه بود. من در حالی کشور شما را ترک می‌گویم که خاطراتی خوش به همراه می‌برم و می‌توانم بگویم که شما توانسته‌اید اعتبار و حیثیتی استثنایی در دنیا پیدا کنید، زیرا انقلاب ارضی ایران و موفقیت‌های ناشی از در حد معیارهای جهانی است.

نظر کارشناس سازمان ملل - «هویزر» کارشناس سیاسی سازمان ملل متحد در امور اصلاحات ارضی که پس از مطالعه درباره نحوه اجرای اصلاحات ارضی ایران چنین گفته است: کارشناسان بین‌المللی اصلاحات ارضی عموماً اشخاصی شکاک و دیرباور هستند و تا چیزی را خودشان نبینند باور نمی‌کنند. زیرا کشورهای بسیاری در جهان هستند که قوانین بسیار خوبی برای اصلاحات ارضی دارند ولی در تمام موارد یا نحوه اجرای قوانین بخوبی خود قوانین نبوده و یا گاهی هم اصولاً قوانین اجرا نمی‌شود و اگر هم بشود خیلی به کندی پیش می‌رود. ولی باید صریحاً بگویم که در ایران اجرای قانون اصلاحات ارضی با مقایسه با سایر کشورها بسیار مؤثر و حتی سریع می‌باشد و برای من کشف بسیار جالبی است که این برنامه با موفقیت توأم بوده و مرحله اول آن پایان یافته و مرحله دوم نیز با موفقیت انجام گشته است .با اینکه این مطلب بسیار جالب است اما هنوز آنطوری که باید در خارج از ایران شناخته شده نیست و بهمین علت این دیدار برای من خیلی جالب بود. ضمناً باید اضافه کنم که برای بسیاری از کارشناسان بین‌المللی باور کردن این موضوع مشکل است که شاهنشاه ایران در اجرای اصلاحات ارضی پیشقدم شدند و این موضوع برای من هم تعجب‌آور و هم بسیار جالب بود و این چیزی است که تا شخص خودش نبیند باور نمی‌کند.

نماینده شورای ملی شوروی- آقای ژوکف نماینده شورای ملی اتحاد جماهیر شوروی و نماینده سیاسی روزنامه پراودا در مورد الغاء رژیم ارباب رعیتی و اصلاحات ارضی چنین اظهار عقیده می‌کند: اصلاحات ارضی که در دهات ایران انجام شده یک اقدام بسیار مهم است، زیرا زمین به دست کسی سپرده می‌شود که خودش در آن کار می‌کند. بسیار جای خوشبختی است که این اقدام مفید در ایران به ابتکار شاهنشاه انجام گرفته است. ما نتیجه این اصلاحات و اقدامات مفید دولت ایران را در دهات و شهرستان‌ها دیدیم. دولت ایران برای تأمین آب از هیچ فعالیتی فروگذار نمی‌نماید، ما به چشم دیدیم که چگوه چاه‌های عمیق را حفر می‌کنند و زمین‌های خشک را از آب سیراب می‌نمایند. ما ازنزدیک دیدیم که چطور تراکتورها به روی زمین‌ها کار می‌کنند و چگونه زارعین با تراکتور آشنا می‌شوند تا بتوانند از برداشت محصول بیشتر برخوردار شوند.

نظر یک نویسنده- خانم الیزابت دوراک نویسنده استرالیایی در آن سوی اقیانوس‌ها از اجرای برنامه‌های انقلابی ایران اطلاع حاصل کرد و رنج سفر را بر خود هموار نمود و با اشتیاق فراوان برخی از روستاهای ایران را از نزدیک مورد بازدید قرار داد و با مشاهده سپاهیان دانش دختر و پسر که صمیمانه مشغول تعلیم و تربیت روستازادگان بودند چنین نوشت: مشاهده دختران و پسران سپاهی دانش هنگام تدریس برایم الهام‌بخش بود، مخصوصاً از این که آثار اشتیاق به کار و خدمت را در چهره‌های معلم و شاگرد هر دو نمودار دیدم. از صمیم قلب برای این جوانان آرزوی موفقیت می‌کنم و از خدای بزرگ مسئلت دارم که همواره حامی و نگهدار آنان باشد.

نظر کارشناس یونسکو- آقای راندوئن کارشناس یونسکو پس از مشاهده دبستان‌های سپاه دانش در نقاط مختلف کشور چنین گفته است: سپاه دانش در یک دوره خیلی کوتاه نتایج خیره کننده‌ای به دست آورد و توجه مردم جهان را به خود جلب کرد و مجدداً در سال ۱۳۴۳ سازمان خدمات اجتماعی زنان بوجود آمد که وظایف عمده آن را تعلیم و تربیت دختران و زنان به منظور تهیه یک زندگی بهتر می‌باشد. در دنیای امروز میلیون‌ها نفر خردسال لازم‌التعلیم زودتر از حد معمول دبستان را ترک می‌کنند. اگر مفهوم تعلیم و تربیت زندگی است، پس آن‌ها در حقیقت آموختن و زندگی را ترک می‌کنند. موفقیت و کوشش دولت ایران با رهبری شاهنشاه آریامهر برای بالا بردن سطح سواد و تعلیم و تربیت عمومی، سبب شد که کشور ایران به عنوان کشور آزمایشی انتخاب شود که با کمک فنی یونسکو در امر مبارزه با بیسوادی و تعلیم و تربیت اقدام کند.

نظر رئیس فرهنگستان- عاصمی نماینده و رئیس فرهنگستان علوم تاجیکستان در مورد انقلاب اقتصادی و اجتماعی ایران می‌گوید: من از دهات قزوین که در آن‌جا اصلاحات ارضی انجام می‌گیرد دیدن کردم. من هم با فکر آقایان ژوکف و کودریاوسف کاملاً هم عقیده هستم. اصلاحات ارضی کار بزرگی است که من معتقدم فعالیت زیادی در دهات ایران بوجود می‌آورد. راجع به فعالیت سپاهیان دانش هم باید بگویم این کار، کار معقولانه‌ای است. بنده سی سال پیش از این، همین کار را انجام می‌دادم. سی سال پیش از این وقتی که جوان بودم و شانزده سال داشتم به دهات رفته بودم و با رفقای خود به کار محو بیسوادی مشغول شدم. بنده قریباً سی نفر زن کهنسال و چهل نفر مرد کهنسال را باسواد کردم که از این کار خود نشان افتخار دارم. برای آنان که اعضاء سپاه دانش هستند و کار بزرگ و خوبی را برای محو بیسوادی شروع کرده‌اند از صمیم قلب موفقیت آرزومندم.

عقیده صاحبنظر نپالی- موهان سین جو مدیر کل اصلاحات ارضی کشور نپال که در مسائل کشاورزی و اصلاحات ارضی از صاحبنظران بصیر و معروف است چنین اظهار نظر می‌کند: پس از کنفرانس جهانی اصلاحات ارضی در رم و بازدید از نحوه اجرای اصلاحات ارضی در جنوب ایتالیا و چند کشور دیگر از قبیل مصر و اسراییل به ایران آمدم تا اجرای قوانین اصلاحات ارضی درسطح روستاها و قراء نتایج حاصله از آن را از نزدیک مشاهده نمایم. باید بگویم آنچه که توانستم طی همین چند روزه در کشور ایران ببینم کمال مطلوب بوده است زیرا کارهای پر ثمری در زمینه اصلاحات ارضی در این کشور انجام گردیده است. می‌توان گفت که در اثر برنامه اصلاحات ارضی کشاورزان شما شیوه‌ها و فنون جدید کشاورزی را با رغبت زیاد پذیرفته‌اند و این امر برای افزایش تولید آن‌ها بسیار سودمند بوده است.

نظر یک استاد- چارلز کونک استاد علوم سیاسی در دانشگاه تایوان پس از بازدید از ایران و پیشرفت‌هایی که در نتیجه انقلاب سفید حاصل شده است اظهار داشت: ما از اینکه در طی مدتی به این کوتاهی با چنین اراده و تصمیم این همه موفقیت به دست آمده عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتیم و خصوصاً چهره‌های متبسم کشاورزان که به آرامی ولی با هدف مشخص به کار خود مشغول بودند ما را شدیداً تحت تأثیر قرار داد و ما اطمینان یافته‌ایم که اصلاحات ارضی ایران با موفقیت پیش می‌رود و ثمره مطلوب را به اجتماع می‌دهد. من فکر می‌کنم تحت رهبری خردمندانه شاهنشاه کشور ایران آتیه بسیار روشن و نویدبخش دارد و تا چند سال دیگر ایران ثروتمندترین کشور این منطقه از جهان خواهد بود.

نظر نماینده پارلمان انگلستان- جان هیلر نماینده پارلمان انگلستان می‌گوید: من تصور می‌کردم شاید در آسیا به مسئله تولید خواربار توجه کمی می‌شود ولی اینک از دیداری که از منطقه دریای خزر نمودن متوجه شدم که دولت ایران کاملاً مراقب این امر مهم است. ما شاهد شرکت‌های تعاونی که در مراحل اولیه توسعه خود هستند بوده‌ایم. من کاملاً اطمینان دارم که لازم است به کشاورزان ترکیبی از تأمین از یک طرف، و دانش بهره‌برداری از تولیدات زمین خود را از طرف دیگر و همچنین انگیزه افزایش کشت داده شود. به این ترتیب من یقین دارم که شما کار را در مسیر صحیح آغاز کرده‌اید. برای اینکه کشاورزان به درستی بتوانند از عهده کارهای خود بر آیند، به سواد نیاز دارند. بدین ترتیب مبارزه شما با بیسوادی بسیار بجا است. امیدوارم فرزندان کشاورزان که ممکن است مایل نباشند به کشاورزی بپردازند به عنوان مدیران آینده تحت تعلیم قرار گیرند زیرا به موازات توسعه کشاورزی مسئله مدیریت اهمیت خاص پیدا می‌کند و این کار هم مستلزم آموزش است.

رئیس رادیو و تلویزیون سوئیس- رئیس رادیو و تلویزیون سوئیس در مورد انقلاب ایران چنین اظهار نظر کرده است: من فرصت داشتم که از طریق دیدن فیلم سپاه دانش با کوشش‌هایی که در ایران به عمل آمده آشنا شوم. این فیلم در تلویزیون سوئیس به معرض نمایش گذاشته شد ولی من از کوشش‌های شما در زمینه اصلاحات ارضی اطلاعی نداشتم. من قبلاً در این مورد با همکاران خود در پارلمان ایران صحبت کرده‌ام ولی هنوز چیزی برأی‌العین ندیده بودم. من کوشش‌های مشابهی را که در سایر کشورها به عمل آمده مشاهده کرده‌ام و باید به صراحت بگویم آنچه شما در زمینه مبارزه با بیسوادی و اصلاحات ارضی انجام داده‌اید با مقایسه با آنچه که در سایر کشورها دیده‌ام فوق‌العاده است و من فکر می‌کنم که این پیشرفت شما در درجه اول مرهون علاقه و کوشش‌های شاهنشاه است که توانسته‌اند در ملت خود روح تجدید فعالیت و آغاز زندگی نوین را بوجود آورند و این امری است که در حال حاضر در سراسر جهان بسیار نادر است. انضباطی که اینک در همه شئون ایران مشاهده می‌شود به تحقق این هدف کمک شایانی نموده است.

نظر یک کارشناس پاکستانی- حمید، منشی کابینه پاکستان که در زمینه اصلاحات ارضی از کارشناسان پاکستان بشمار می‌رود در مورد اصلاحات ارضی و انقلاب ایران چنین اظهار عقیده کرده است: مشاهده کارهایی که در زمینه اصلاحات ارضی در ایران انجام می‌شود برای من بسیار آموزنده بود. باید بگویم که اجرای اصلاحات ارضی نتیجه تلاش‌های افتخارآمیز شاهنشاه ایران و در حقیقت بزرگ‌ترین موفقیت معظم‌له است. موفقیتی که طی قرن‌ها نظیر نداشته است. آثار خوشبختی و سعادت از سیمای کشاورزان منطقه شمال که من از آن‌جا بازدید کردم کاملاً مشهود است و همچنین کاملاً آشکار بود که این کشاورزان نسبت به شاهنشاه خود احساس سپاسگزاری و قدرشناسی عمیق می‌کنند. بطور خلاصه می‌توانم بگویم آنچه که دیده‌ام مرا شدیداً تحت تأثیر قرار داده است.

سازمان خواربار جهانی- کمیته مخصوص اصلاحات ارضی سازمان خواربار و کشاورزی جهانی وابسته به سازمان ملل متحد درباره انقلاب ایران چنین نظر داده است: بهترین فصل انقلاب سفید ایران اجرای برنامه اصلاحات ارضی و لغو رژیم ارباب و رعیتی بوده که سبب رفاه اجتماعی خاص برای طبقه کشاورز آزاد شده ایرانی گردیده است.

مقایسه ایران و ایتالیا- دکتر جوآن رسو مفسر و نویسنده و خبرنگار روزنامه ایتالیای مسئله اصلاحات ارضی در ایران و ایتالیا را مورد مقایسه قرار داده چنین اظهار نظر کرده است: من به مسئله اصلاحات ارضی علاقه خاصی دارم. ما در ایتالیا همین تلاش را کردیم تا برنامه اصلاحات ارضی را اجرا کنیم و بنابراین برای من مقایسه کشور خود کشور شما دارای اهمیت خاص می‌باشد. من با این که فقط دو روز برنامه شما را مورد مطالعه قرار داده‌ام، مع‌الوصف نتیجه‌ای که از این مطالعه گرفتم این است که شما راه صحیحی را در پیش گرفته‌اید، زیرا شما انجام برنامه اصلاحات ارضی را با اصول تازه‌ای آغاز کرده‌اید و با اجرای قوانین مدرن به این نکته نیز توجه داشته‌اید که اصلاحات ارضی با تحول اجتماعی یک کشور دارای ارتباط کامل می‌باشد، در صورتی که سایر کشورها بدون توجه به این اصل برنامه‌ای سنگینی برای خود تدوین کرده‌اند که در اجرای آن به اشکال برخورد نموده‌اند.

واژگون شدن رژیم ارتجاعی ارباب و رعیتی بزرگ‌ترین واقعه اجتماعی و اقتصادی ایران

واژگون شدن رژیم ارتجاعی ارباب و رعیتی و آغاز اصلاحات ارضی را به حق می‌توان اساسی‌ترین کار انقلاب ایران و زیربنای انقلاب سفید دانست. با واژگون شدن رژیم ارباب و رعیتی جامعه ایران از یک جامعه سنتی ارتجاعی به یک جامعه مترقی و پیشرو تبدیل گردید و عصر جدیدی در تاریخ کشور ما آغاز شد. اجرای قوانین و مقررات اصلاحات ارضی از نظر طول مدت زمان یعنی سرعت کار در کمتر نقطه جهان سابقه دارد. در طول مدت کوتاهی میلیون‌ها دهقان صاحب زمین شدند و زندگی آن‌ها بکلی تغییر یافت. باید اذعان کرد که رژیم ارباب و رعیتی وحشتناک‌ترین و آزاردهنده‌ترین سیستم بهره‌گیری انسان از انسان بود که خوشبختانه بساط آن در ایران از میان برداشته شد و نظامی نو بر اساس عدالت اجتماعی در سطح تمام روستاهای ایران استقرار یافت. هنگام برقراری رژیم ارباب و رعیتی کشاورز ایرانی در سال بطور متوسط ده تا پانزده هزار ریال درآمد داشت و اگر فرض کنیم هر زارع بطور متوسط چهار پنج عائله داشته باشد به هر یک بیش از سه هزار ریال در سال نمی‌رسید.

اقدامی بزرگ و ستایش‌انگیز

سید حسن تقی‌زاده که با حال ضعف و ناتوانی در کنگره دهقانان شرکت کرده بود اظهار عقیده کرد که اصلاحات ارضی بزرگ‌ترین اقدامی بود که در مملکت انجام شده است. وی گفت، در تمام تاریخ ایران از زمان کورش تا حالا بالاتر از این اقدامی نشده است. وی وضع کشاورز و زارع ایرانی را چنین تشریحی کرد: درست صد سال است در آمریکا فروش غلام و کنیز و بردگی را منسوخ کرده‌اند، حال زارع ایرانی بهتر از برده و بنده نبود، این‌‎ها هم به یک عنوانی برده بودند و به عنوانی «سرف»، در روسیه سرف می‌گفتند و در آمریکا غلام و کنیز. در این دو مملکت بزرگ درست صد سال است، نه زیاد نه کم، که این دو رسم منسوخ شده است الحمدالله آرزوی تمام عمر و منتهای آمالم این بوده که یک روز به آخر عمرم مانده این تحول را ببینم. چاره جویی- بالاخره می‌بایست این رژیم کهنه و ارتجاعی واژگون بشود و نظامی نو جانشین آن گردد. اما این فکر مربوط به سال ۱۳۴۱ نیست. مدت‌ها قبل از آن شاهنشاه از وضع رقت‌بار کشاورز ایرانی رنج می‌بردند و در فکر چاره‌جویی بودند. این مطلب را از زبان خودشان بشنویم که به روشنی و با صمیمیت زیاد شرح می‌دهند، شرحی که بدون تردید تاریخچه جالبی از اصلاحات ارضی ایران است. شاهنشاه در این مورد می‌نویسند: برای تعدیل وضع مالکیت‌های بزرگ و تبدیل کشاورزان به خرده مالکین نخستین بار در سال ۱۳۲۹ فرمانی مشعر بر تقسیم بیش از دو هزار قریه و آبادی املاک سلطنتی را که متعلق به خودم بود صادر کردم. در تعقیب این تصمیم اراضی دهات سلطنتی نقشه‌برداری و سهم‌بندی شد تا بین زارعین تقسیم گردد. ولی اندکی بعد از آن اجرای برنامه تقسیم اراضی سلطنتی توسط دولت وقت که مخالف تعدیل مالکیت بود متوقف ماند و فقط پس از سقوط آن حکومت بود که مجدداً این برنامه دنبال شد بطوری که تا اواسط سال ۱۳۳۷ که کار اجرای آن به پایان رسید بیش از ۲۰۰ هزار هکتار زمین مزروعی میان ۲۵۰۰۰ کشاورز تقسیم شده بود. برای این کشاورزان بانک عمران و تعاون روستایی که در سال ۱۳۳۱ تأسیس شد تراکتور و کمباین خریداری کرد و به حفر چاه‌های عمیق پرداخت و خانه‌های روستایی متعدد ساخت و بسیاری از جوانان روستایی را برای فرا گرفتن فنون کشاورزی نوین به خارج از کشور گسیل داشت.

تقسیم خالصجات

در سال ۱۳۳۴ قانون تقسیم خالصجات دولتی وضع شد و این قانون از سال ۱۳۳۷ عملاً به مورد اجرا درآمد. حداکثر زمینی که به هر زارع به موجب این قانون تعلق می‌گرفت ده هکتار زمین آبی یا پانزده هکتار زمین دیم بود. برآوردهایی که در این باره شد حاکی از این بود که با اجرای این قانون اراضی خالصه میان یکصد هزار خانواده کشاورز تقسیم خواهد شد. با تمام این‌ها هنوز کار اصلی باقی مانده بود و آن تقسیم املاک بزرگی بود که در اختیار مالکین خصوصی قرار داشت. پس از اقدام به تقسیم املاک سلطنتی تا مدت زیادی امید داشتم که مالکان بزرگ دیگر نیز بدین اقدام تأسی کنند، ولی متأسفانه جز دو سه نفر هیچیک از ایشان پاسخ مثبتی بدین انتظار من ندادند و در نتیجه، عملاً وضع غیر قابل تحمل ارباب و رعیتی در قسمت اعظم از کشور به حال خود باقی ماند. هزینه سرانه دمقان- چنین وضعی نه فقط مخالف با روح عدالت اجتماعی و با حقوق طبیعی انسانی بود، بلکه از نظر اقتصادی نیز به زیان کشور تمام می‌شد. اکثر مالکین بزرگ همان شیوه‌های فرسوده قدیمی را در کشت املاک خویش و در بهره‌برداری از آن‌ها بکار می‌بردند و حاضر نبودند سرمایه‌های هنگفتی را که لازمه کشاورزی مدرن است در این املاک بکار اندازند. نتیجه این شده بود که کشاورزی ما در عصری که در کشورهای پیشرفته پیوسته برای بهره‌برداری بیشتری از زمین کوشش می‌شود، تقریباً به همان صورت چند هزار سال پیش باقی مانده بود. در آن موقع زارع ایرانی بطور متوسط در آخر هر سال منتها ده تا پانزده هزار ریال درآمد داشت و اگر در نظر گیریم که عائله یک زارع معمولاً پنج نفر کمتر نیست، در سال به هر فرد از این عده دو تا سه هزار ریال می‌رسید. چطور می‌شد قبول کرد که یک زارع یا زن و فرزند او بتوانند با ماهی ۲۵۰ ریال یا کمتر زندگی کنند؟ می‌گویند ایشیلیو صدراعظم معروف فرانسه رعیت را قاطر باربر مملکت داده بود، و ظاهراً این تعبیر منعکس کننده طرز فکر بسیاری از مالکین ما نه تنها در گذشته بلکه در عصر حاضر بود. ولی بدیهی است که چنین تعبیری برای من قابل قبول نبود، زیرا درست بالعکس در نظر من آن‌هایی که در آن زمان رعیت نامیده می‌شدند از شریف‌ترین و اصیل‌ترین افراد کشور بودند. کسانی بودند که با دسترنج خود و با حاصل تلاش شبانه‌روزی خویش مملکت را نان می‌دادند و متأسفانه نه تنها خود از حاصل این دسترنج جز سهم ناچیزی نمی‌بردند بلکه غالباً از حقوق حقه انسانی و بشری خویش نیز سهمی به همین اندازه ناچیز داشتند. از نظر من این تعبیر «سنکا» فیلسوف رومی در نامه‌ای که وی خطاب به یکی از مالکان اشرافی بزرگ نوشته است بسیار انسانی‌تر و واقع‌بینانه‌تر می‌آمد که: این‌هایی که تو بردگان خود می‌نامی، در واقع آدمیانند. هر چند دوستان ضعیف و ناتوان تواند، ولی در آفرینش و نژاد با تو فرقی ندارند. با تو در زیر یک آسمان بسر می‌برند، مثل تو نفس می‌کشند، مثل تو زنده‌اند، مثل تو هم می‌میرند.

طرح تقسیم املاک بزرگ

شاهنشاه پس از ذکر مسائل و مطالب مذکور به طرح تقسیم املاک بزرگ که به سال ۱۳۳۹ در مجلس تصویب شد، اشاره کرده و چنین می‌فرمایند: من قلباً احساس می‌کردم که به عنوان رئیس مملکت مسئول سرنوشت این توده عظیم محرومین کشور هستم و می‌باید آن‌ها را از وضع ناگوار قرون وسطایی‌اش بیرون بیاورم. بدین جهت از دولت خواستم که طرح قانونی جهت اجرای برنامه اصلاحات ارضی و تقسیم املاک بزرگ مالکین تهیه و تقدیم پارلمان کند. این طرح در خرداد ۱۳۳۹ از تصویب مجلسین گذشت، ولی به صورتی درآمد که بکلی ناقض هدف و منظور طرح اصلی بود و نظر دولت را در مورد اجرای اصلاحات ارضی بهیچوجه تأمین نمی‌کرد. مثلاً در آن به مالک اجازه داده شده بود تا دو سال بعد از تصویب قانون قسمتی از املاک خود را به وراث خویش منتقل کند، یا اینکه هر قدر از اراضی دیم و بایر را که خود می‌تواند اداره و کشت کند در تصرف خویش نگاه دارد، یا پیش از شروع به تقسیم املاک هر مقدار از اراضی خود را که مایل است شخصاً به زارعین بفروشد. بدیهی است چنین قانونی بدین صورت قابل قبول نبود، زیرا هدف اصلی، آن نبود که باصطلاح کلاه شرعی بر سر امر اصلاحات ارضی گذاشته شود. آنچه هدف من بود محدودیت واقعی املاک بزرگ به نفع کشاورزان، الغاء واقعی سیستم ارباب و رعیتی و بهره‌مند کردن واقعی این رعایا از حیثیت انسانی و از امکان بهره‌برداری مستقیم از کار و زحمت خودشان بود.

فقط یک ده ششدانگ

در دی ماه ۱۳۴۰ لایحه قانونی اصلاحی قانون اصلاحات اراضی به تصویب هیئت دولت رسید و به موقع اجرا گذاشته شد. بر اساس این قانون میزان مالکیت برای هر فرد در تمام ایران به یک ده ششدانگ در مرحله اول محدود گردید. ضمناً چون با اجرای قانون اصلاحات ارضی در دهاتی که مالکان آن‌ها مشمول قانون نمی‌شدند و یا این مالکان برای خود یک ده تمام انتخاب کرده بودند، دسته‌ای همچنان به صورت رعیت باقی می‌ماندند. برای تکمیل قانون اصلی قانون متممی به نام مواد الحاقی در دی ماه ۱۳۴۱ به تصویب رسید که بر اساس آن سازمان اصلاحات ارضی کل کشور آماده اجرای مرحله دوم قانون شد و این کار پس از انجام تشریفات مقدماتی از اسفند ماه ۱۳۴۳ در سراسر کشور آغاز گردید. در این فاصله بطوری که گفتم، بزرگ‌ترین جهش تاریخی ایران به نفع طبقه کشاورز انجام گرفت، یعنی با رفراندوم ششم بهمن ۱۳۴۱ این قانون از طریق اعلام قاطع اراده ملی تقریباً به اتفاق آراء به تصویب رسید.

سخنرانی شورانگیز شاهنشاه آریامهر ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱

شاهنشاه که در کنگره ملی شرکت‌های تعاونی روستایی شرکت فرموده بودند با توجه به اهمیت فوق‌العاده رفراندوم ششم بهمن نطق مهیجی فرمودند: «... به حکم مسئولیت پادشاهی و وفاداری به سوگندی که در حفظ حقوق و اعتلاء ملت ایران یاد کرده‌ام، نمی‌توانم ناظر بی‌طرفی در مبارزه قوای یزدانی با نیروی اهریمنی باشم، زیرا پرچم این مبارزه را خود بر دوش گرفته‌ام. برای آنکه هیچ قدرتی نتواند در آینده رژیم بردگی دهقان را از نو در مملکت مستقر سازد و ثروت‌های ملی کشور را به تاراج جماعتی قلیل بسپارد، به نام رئیس قوای سه‌گانه مملکتی برای استقرار این اصلاحات از طریق مراجعه به آراء عمومی مستقیماً به مردم ایران رجوع می‌کنم، تا بعد از این منافع خصوصی هیچکس و هیچ گروهی قادر به محو آثار این اصلاحات که آزاد کننده دهقان از زنجیر اسارت رژیم ارباب و رعیتی و تأمین کننده آینده بهتر و عادلانه‌تر و مترقی‌تری برای طبقه شریف کارگر و بهبود نزدگی کارمندان صدیق و زحمتکش دولت و رونق زندگی اصناف و پیشه‌ور است نباشد.»

اقداماتی برای تخریب

شاهنشاه در همین نطق پیش‌بینی کرده بودند که عوامل ارتجاع سیاه بخاطر حفظ منافع خود در تخریب این برنامه خواهند کوشید. پیش‌بینی شاهنشاه درست و واقع‌بینانه بود زیرا بلافاصله اقدامات تخریبی فراوانی همراه با قتل و شرارت آغاز شد که بلوای فارس و غائله تهران از مهم‌ترین آن‌ها بود. شاهنشاه درمورد این اقدامات تخریبی نوشته‌اند: این در واقع تکرار همان ماجرای غم‌انگیزی بود که در زمان پدرم در خراسان به هنگام آغاز نهضت متحدالشکل شدن لباس مردان به تحریک فرد ماجراجویی که هیچکس او را نمی‌شناخت و بعد هم از کشور دیگری سر درآورد، صورت گرفته بود. البته باید ناگفته نگذاشت که اکثریت بزرگ روحانیون مملکت یعنی روحانیان واقعی از این تحریکات بکلی برکنار بودند.

بلوای پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ بهترین نمونه اتحاد نامقدس و جناح ارتجاع سیاه و قوای مخرب سرخ بود که با پول دسته‌ای از ملاکین که مشمول قانون اصلاحات ارضی شده بودند انجام گرفت. اوباشان یا فریب خوردگانی که در این بلوا شرکت داشتند چه کردند؟ در خیابان‌های تهران به زن‌های بی‌دفاع حمله بردند، اتومبیل‌های حامل دختران دانش‌آموز را شکستند، کتابخانه پارک شهر را آتش زدند، ورزشگاه را خراب کردند، مغازه‌های مردم را به تاراج دادند و بدین ترتیب ترازنامه واقعاً پرافتخاری را از این اتحاد نامقدس بر جای نهادند. یک مظهر دیگر از فعالیت این نیروهای تخریبی، واقعه بیست و یکم فروردین ۱۳۴۳ بود. صبح آن روز هنگامی که مانند روزهای دیگر به دفتر کار خودم در کاخ مرمر می‌رفتم، یک سرباز گارد مثل همه سربازان سوگند وفاداری یاد کرده بود با رگبار مسلسل در صدد قتل من برآمد. ولی مشیت کامله الهی که مرا تا آنوقت بارها نجات داده بود، در آن روز نیز مرا از یک مرگ حتمی حفظ کرد، منتها در راه اجرای این مشیت الهی دو نگاهبان پاکدل و وظیفه‌شناس برای حفظ من با فداکاری جان خویش را از کف دادند و شربت شهادت نوشیدند.

اجرای قانون اصلاحات ارضی

در مورد چگونگی اجرای قانون اصلاحات ارضی، شاهنشاه چنین می‌فرمایند: اجرای مقررات قانونی اصلاحات ارضی بلافاصله بعد از تصویب این قانون آغاز شد. نخستین شهرستانی که این قانون در آن اجرا گردید مراغه بود و با تجارب حاصله از آن در سراسر شهرستان‌های کشور اجرای مقررات قانونی اصلاحات ارضی شروع شد. تا این تاریخ بر اثر اجرای قانون اصلاحات ارضی وضع قانونی بیش از دو میلیون خانوار زارع با تعداد عائله‌ای متجاوز از یازده میلون نفر روشن شده و عملیات اجرایی این قانون درسطح روستاها جمعاً در ۵۰ هزار قریه و نزدیک به ۱۷۰۰۰ مزرعه خاتمه یافته است. برای نیل به هدف‌های مرحله سوم اصلاحات ارضی که مکانیزه کردن کشاورزی ایران و بالا بردن سطح محصول از راه استفاده از اصول کشاورزی عصر جدید و در نتیجه بالا بردن سطح زندگی کشاورز ایرانی است، یک برنامه بیست ماده‌ای تدوین شده است که اصول آن عبارت است از: ترویج اصول صحیح آبیاری، توسعه و تعمیم مصرف کود شیمیایی، ترویج مکانیزاسیون کشاورزی متناسب با شرایط طبیعی و اقلیمی مناطق مختلف کشور، حفظ محصولات کشاورزی از خطر آفات و امراض در مزارع و انبارها، تربیت کارشناسان فنی در رشته‌های مختلف کشاورزی، انتقال صحیح محصولات کشاورزی از مناطق تولید به مراکز مصرف، تقویت و توسعه شبکه شرکت‌های تعاونی و واحدهای مزروعی و تشکیلات مشابه دیگر، تثبیت واحد اقتصادی در کشاورزی، تلفیق دامداری با زراعت، تشویق سرمایه‌گذاری خصوصی در فعالیت‌های کشاورزی و دامداری از طریق تأمین کمک‌های فنی و اعطای وام‌های نظارت شده، تلفیق برنامه‌های کشاورزی با برنامه‌های صنعتی کشور، عمران اراضی بایر، بیمه تولیدات زراعی و دامی، تشکیل شرکت‌های اختصاصی تولیدات کشاورزی.

توسعه شرکت‌های تعاونی

آنچه در اجرای کلیه این برنامه‌ها ضرورت کامل دارد، توسعه شرکت‌های تعاونی روستایی است زیرا بدون وجود این تعاونی‌ها امکان کار واقعاً مثبت و مفیدی برای کشاورزانی که صاحب آب ملک شده‌اند نخواهد بود. بدین جهت همزمان با اجرای برنامه اصلاحات ارضی شرکت‌های تعاونی متعددی نیز به منظور کمک به زارعین و روستاییانی که صاحب زمین می‌شدند با شرکت خود روستاییان تأسیس شد و تعداد این شرکت‌ها به سرعت افزایش یافت. این شرکت‌ها از بدو تأسیس خود با دادن وام و اعتبار به زارعین و تهیه کود شیمیایی برای آن‌ها و تأمین آب در مناطقی که کشاورزان آن در مضیقه بی‌آبی هستند به رفع بسیاری از نیازمندی‌های کشاورزان کمک بسیار مؤثری کرده‌اند. تا پایان مهر ماه ۱۳۴۵ بیش از ۷۰۰۰ شرکت تعاونی با قریب ۹۰۰ هزار عضو در کشور تأسیس شده که حوزه فعالیت آن‌ها تقریباً ۱۶۰۰۰ روستا را شامل می‌شود. میزان سرمایه این شرکت‌ها که بوسیله خود روستاییان پرداخت شده در حدود ۸۰۰ میلیون ریال است. همچنین به منظور تمرکز قوای معنوی و مادی شرکت‌های تعاونی در مناطق مختلف کشور تاکنون ۵۴ اتحادیه تعاونی تأسیس شده است. برای اینکه این شرکت‌های تعاونی روستایی هر چه بهتر با اصول کارها و وظایف خود آشنایی یابند، از اواسط سال ۱۳۴۲ سازمانی به نام سازمان مرکزی تعاونی روستایی تحت حمایت و هدایت وزارت کشاورزی و بانک اعتبارات کشاورزی و عمران روستایی ایران با سرمایه اولیه یک میلیارد ریال تأسیس شده است. وظایف اساسی این سازمان عبارت است از: آموزش اصول تعاون و روش اداره شرکت‌های تعاونی و تربیت کادر برای سرپرستی این شرکت‌ها، توسعه شبکه تعاونی در مناطق روستایی، کمک اعتباری به شرکت‌های تعاونی به منظور افزایش محصول و درآمد دهقانان، بازاریابی برای فروش محصول کشاورزان، توسعه و تقویت صنایع دستی و روستایی، ارتباط با شرکت‌های تعاونی مصرف و با سازمان‌های بین‌المللی تعاونی. هدف اصلی این است که بتدریج اداره امور شرکت‌ها به دست خود کشاورزان سپرده شود و نیز با فروش تدریجی سهام سازمان مرکزی تعاونی روستایی به اتحادیه‌های شرکت‌های تعاونی، مالکیت کلیه این سهام متعلق به کشاورزان شده و اداره امور آن نیز به خود آنان واگذار شود.

کمک‌های بانک کشاورزی

برای پر کردن خلایی که با برکناری مالکین بزرگ از روستاها بوجود آمد، بانک اعتبارات کشاورزی و عمران روستایی ایران کمک‌های اعتباری خود را به کشاورزان همه روستاها توسعه داد. با پایان مرحله دوم اصلاحات ارضی و آغاز مرحله سوم آن اصلاحات، بانک اجرای طرح‌های اساسی را در دهات مستقلاً به عهده گرفته است تا شرکت‌های تعاونی روستایی بتوانند هر چه بیشتر به تأمین احتیاجات کوچک کشاورزان بپردازند. نکته جالب در این مورد این است که برای پرداخت وام‌ها و کمک‌های نقدی و جنسی به کشاورزان در موارد عوامل نامساعد جوی و آفات و غیره، به جای اینکه این کشاورزان برای رفع مشکلات خود به سراغ بانک بروند، اکیپ‌های سیار بانک به دهات می‌روند و در حقیقت این کمکی است که با پای خود به استقبال روستاها می‌شتابد.

مملکت صنعتی

شاهنشاه آریامهر در مورد صنعتی شدن کشور و ترقی و پیشرفتی که از این نظر عاید خواهد شد فرموده‌اند:

برای آنکه ما کشوری کاملاً مترقی بشویم، باید حتماً یک مملکت صنعتی شویم. لازمه چنین تحولی این است که ترکیب فعلی جمعیت کشور که تقریباً ۶۵ درصد آن در روستاها و ۳۵ درصد در شهرها زندگی می‌کنند تغییر کند. بطوری که نسبت کشاورزان از یک ربع مردم کشور بیشتر نباشد. اگر فرض کنیم این کار در حدود ۲۵ تا ۳۰ سال طول بکشد، طبعاً در این مدت جمعیت ایران به ۴۰ تا ۴۵ میلیون نفر خواهد رسید. در صورتی که در آن موقع واقعاً بیش از ۲۵ درصد جمعیت ایران کشاورز نباشند. تعداد این طبقه کمی بیش از دو میلیون خانواده، یعنی تقریباً ده میلیون نفر خواهد بود و ما امیدواریم که تا آن موقع مقدار زمین‌های زیر کشت کشور به ۳۵ میلیون هکتار رسیده باشد. در آن صورت مقدار زمینی که به هر خانواده کشاورز تعلق می‌گیرد و درآمدی که از این بابت عاید آن خانواده می‌شود مطابق درآمد مملکت مترقی دنیا خواهد بود. ولی برای این کار باید از هم اکنون تمام پیش‌بینی‌ها و اقدامات لازم بشود. در تمام نقاط کشور که امکان سد سازی در آن‌ها هست پس از مطالعات لازم این سدها ساخته شود و اراضی زیر سد طبق آخرین سیستم کشاورزی مورد استفاده قرار گیرند. جایی که امکان سدسازی نیست بوسیله حفر چاه‌های عمیق از آب‌های زیرزمینی مملکت- البته به مقداری که دقیقاً حساب شده باشد- برای کشاورزی استفاده شود. کود شیمیایی کافی فراهم گردد و در اختیار کشاورزان قرار گیرد. بهترین انواع بذرها برای زارعین تهیه شود. مبارزه با آفات نباتی هر چه بیشتر توسعه یابد. برق کافی به تمام دهات ایران برسد. روستاهای کشور با شاهراه‌ها و خطوط مواصلاتی متصل گردد و خانه‌ها و مساکن سالم طبق اصول بهداشتی ساخته شود. بدیهی است مهم‌ترین وسیله تأمین تمام این هدف‌ها ایجاد و توسعه شرکت‌های تعاونی تولید، شرکت‌های تعاونی توزیع و شرکت‌های تعاونی مصرف است که در این مورد می‌باید هم سازمان‌های دولتی و هم خود مردم ایران کمال کوشش و همت را بکار برند.

مسئله وراثت

مسئله مهم دیگری که از جهاتی با این شرکت‌های تعاونی ارتباط پیدا می‌کند و از لحاظ هدفی که از اجرای اصلاحات ارضی مورد نظر است، اهمیت بسیار دارد، موضوع تأثیر وراثت در قانون اصلاحات ارضی است. طبق این قانون برای اراضی متعلق به مالک حداکثری معین شده است که تجاوز از آن مجاز نیست. ولی در عین حال اگر بنا باشد که با فوت این مالک زمین او بر اثر تقسیم میان وراث به قطعات کوچک‌تری قسمت گردد، دیگر بهره حاصله از هر یک از این قطعات کوچک کافی برای زندگی یک خانواده کشاورز نخواهد بود و ای خود مخالف هدف اصلاحات ارضی است. فرض کنیم یک کشاورز درحال حاضر بطور متوسط صاحب ده هکتار زمین است و خانواده او نیز بطور معمول از پنج نفر تشکیل شده است. اگر با درگذشت این کشاورز، زمین ده هکتاری او بین عائله اش تقسیم شود یعنی به صورت قطعات دو یا سه یا چهار هکتاری درآید، چطور صاحبان تازه این قطعات می‌توانند زندگی خود و کسان خویش را با عایدی حاصله از چنین زمینی تأمین کنند؟ البته ممکن است با درآمد سه یا چهار هکتار هم زندگی کرد، ولی این زندگی آنقدر محقر خواهد بود که نه تنها در ایران فردا که بر اساس انقلاب ما ساخته می‌شود، بلکه در ایران امروز نیز که اصول انقلاب در آن پی‌ریزی می‌گردد قابل قبول نیست و چنین درآمدی نمی‌تواند با نقشه‌های اجتماعی ما تطبیق بکند. به همین جهت است که به منظور پیش‌گیری از تقسیم واحدهای کنونی زراعی به قطعات کوچک‌تر، قانون اصلاحات ارضی در ماده ۱۹ خود تصریح کرده است که: «هرگونه معاملاتی نسبت به اراضی واگذار شده که منجر به تجزیه آن اراضی به قطعات کوچک‌تر از حداقلی گردد که از طرف وزارت کشاورزی برای هر منطقه تعیین می‌شود ممنوع و باطل است.» طبق این ماده از قانون اصلاحات ارضی، باید در چنین موردی وراث مالک متوفی یکی از دو کار را بکنند: یا درباره اداره ملک با یکدیگر توافق کنند و آن را به صورت همان واحد زراعتی که هست مشترکاً اداره نمایند، یا اینکه آن را به زارعین دیگر در همان قریه بفروشند. ولی در این ماده روشن نشده است که اگر وراث نسبت به اداره ملک موروثی با یکدیگر توافق نکنند و درعین حال حاضر به فروش آن نیز نشوند و یا اگر حاضر به فروش شدند برای خرید آن ملکت داوطلبی نباشد، تکلیف چیست؟ بدین جهت پس از مطالعات لازم در نظر گرفته شد که چنین زمین زراعتی مادام که به فروش نرفته یا وراث در امر بهره‌برداری از آن توافق نکرده‌اند، در اختیار شرکت‌های تعاونی قریه قرار گیرد و عایدات آن بین وراث متوفی طبق قوانین جاریه تقسیم گردد.

ریشه‌های اجتماعی و علل اساسی انقلاب سفید

انقلاب سفید ایران در زمستان سال ۱۳۴۱ به صورتی کاملاً قانونی و دموکراتیک و بر اساس عالی‌ترین اراده ملی تحقق یافت. در نوزدهم دی ماه این سال در نخستین کنگره ملی شرکت‌های تعاونی روستایی ایران که در تهران تشکیل شده بود، شش ماده‌ای در معرض مراجعه به آراء عمومی گذاشته شد و این امر در روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ که باید آن را مبداء تاریخ جدید ایران شمرد عملی گردید. نتیجه مراجعه به آراء عمومی تصویب این منشور انقلابی با اکثریتی قاطع و شکننده بود، زیرا تعداد آراء مخالف حتی به یک هزارم کل آراء نیز نرسید. بعداً سه ماده دیگر بر این اصل ششگانه افزوده شد و بدین ترتیب منشور انقلاب سفید ایران به صورت یک منشور نه ماده‌ای درآمد. دیری نپایید که مواد دیگری نیز به منشور انقلاب سفید ایران افزوده شد و بالاخره در سال جاری به فرمان شاهنشاه مواد منشور انقلاب به ۱۷ ماده افزایش یافت. بدون شک ریشه‌های اجتماعی و علل اساسی مختلفی ایجاب می‌کرد که این انقلاب انجام گیرد.

این ریشه‌ها و علل را رهبر انقلاب ضمن یک تجزیه و تحلیل منطقی تشریح کرده است. برای پی بردن به علل اساسی انقلاب و درک شرایط ملی و بین‌المللی که انجام انقلاب را ضروری و قطعی می‌ساخت به بیان صریح و روشن رهبر انقلاب مراجعه می‌کنیم که می‌فرمایند:

ما امروز خط مشی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور خویش را بر اصول انقلابی قرار داده‌ایم که ملت ایران اراده قاطع خود را در تأیید آن اعلام داشته است. تمام آنچه مادر حال حاضر انجام می‌دهیم، و تمام آن برنامه‌هایی که برای آینده کشور خوی طرح کرده‌ایم، موازین عدالت و نوع پروری و طبق تعالیم عالیه اسلامی صورت می‌گرفت و طبعاً در این راه از تأیید الهی برخوردار بود. در عین حال مسلماً این انقلاب منطبق با ریشه‌دارترین و عمیق‌ترین موازین و آرزوهای تمدن چند هزار ساله ایرانی بود، وگرنه ممکن نبود با این موفقیت و کمال پیشرفت کند. ما انقلابی را انجام دادیم که به قول آبراهام لینکلن: بدخواه هیچکس نبود، و در عوض خیرخواه همه کس بود. هدف آن تنها یک چیز بود و آن این بود که حق را آنطور که خواسته خداوند است به مردم بدهیم وم در این راه از هیچ قدرتی بجز از خداوند نهراسیم. آنچه اصالت این انقلاب را باعث می‌شد این بود که این حق به جای اینکه در انحصار عده معدودی باشد، به همه افراد ملت داده شد و این همان چیزی بود که بزرگ‌ترین بشردوستان جهان در هر عصری خواستار آن بوده‌اند. چهارده قرن پیش، حضرت علی علیه‌السلام در نامه معروف خود به مالک اشتر به او توصیه فرمود: همیشه کاری کن که عدل شامل خاص و عام گردد و در این راه رضای اکثریت را مقدم دار، زیرا که نارضایی عامه خرسندی خاصه را بی اثر کند، در صورتی که ناخرسندی خاصگان در برابر رضایت و خشنودی عمومی موجب زیانی نتواند شد، یعنی اگر عموم از تو راضی باشند نارضایی عده‌ای معدود را اثری نباشد و برعکس، خوشدلی این عده هرگز جلو آثار ناشی از عدم رضای عمومی را نگیرد. بر اصول همین انقلاب متکی است. ما نه نقشه‌های پنهانی برای توسعه و تجاوز داریم، نه افکار جاه طلبانه‌ای به زیان دیگران در سر می‌پرورانیم و نه شیوه اختناق افکار و سلب آزادی‌های فردی و اجتماعی را برای پیشرفت ظاهری خود برگزیده‌ایم. بعکس، آنچه ما به عنوان اصول کار خویش برای آینده در نظر گرفته‌ایم، اصلاحات وسیع اجتماعی، سازندگی اقتصادی توأم با اقتصاد دمکراتیک، پیشرفت‌های فرهنگی، همکاری بین‌المللی، احترام به معتقدات معنوی و به آزادی‌های فردی و اجتماعی است. تصور می‌کنم کشور من اصولاً نمی‌تواند راهی بجز این برای ساختن آینده خود در پیش گیرد، زیرا این تنها راهی است که با سنن دیرینه تاریخی و با مأموریت معنوی و جهانی این ملت مطابقت دارد و خداوند را سپاسگزارم که درست در موقعی که شرایط تاریخی و وضع بین‌المللی امکان طرح و اجرای چنین برنامه‌ای را به کشور من داده، زمام امور این مملکت و ملتی را که از صمیم قلب بدان عشق می‌ورزم و احترام می‌گذارم به دست من سپرده است. امروز من و ملتم یک پیوند قلبی و روحی ناگسستنی با یکدیگر داریم که شاید نظیر آن را در هیچ جای دیگر جهان نتوان یافت. اساس چنین پیوندی نه فقط تصمیم راسخ من در این راه است که وجود خود را بالمره وقف ترقی و تعالی کشورم بکنم، و نه فقط آن اعتمادی است که ملت حق‌شناس و نجیب ایران بر اثر جریان حوادث و آزمایش‌‎های بیست و شش ساله نسبت به پادشاه خود احساس می‌کند، بلکه اصولاً بستگی به حیثیت و مقام معنوی سلطنت و شخص شاه در کشور ایران دارد که بر سنتی بسیار کهن متکی است. به قول کریستن سن، دانشمند و ایران شناس معروف دانمارکی، «یک پادشاه واقعی در ایران فقط یک رئیس سیاسی مملکت نیست، بلکه در درجه اول یک معلم و یک مرشد است. کسی است که نه تنها برای ملت خود راه و پل و سد و قنات می‌سازد، بلکه روح و اندیشه و قلب مردم را رهبری می‌کند.» به همین جهت است که شاه در ایران، اگر پادشاهی مورد اعتماد ملت خویش باشد، می‌تواند با اتکاء به همین حیثیت و نفوذ عظیم منوی هیچ کشور دست به کارهایی چنان وسیع و اساسی بزند که مشابه آن را در هیچ کشور دیگری جز با توسل به شیوه‌های انقلابی و سلب آزادی‌های مدنی و فردی و یا بطور خیلی تدریجی و طولانی نمی‌توان انجام داد. در سال‌های اخیر احساس کرم که شرایط ملی و بین‌المللی لازم برای انجام انقلاب اساسی و ریشه‌داری که می‌باید اساس جامعه ایرانی را بکلی تغییر دهد و آن را به صورت اجتماعی هماهنگ با پیشرفته‌ترین جوامع امروزی جهان و متکی بر مترقیانه‌ترین اصول عدالت اجتماعی و حقوق فردی درآورد فراهم شده است. از لحاظ بین‌المللی وضع مملکت بسیار مستحکم بود، از نظر روحی جامعه ایرانی بیش از هر وقت تشنه اصلاحات واقعی و انقلابی بود و از لحاظ حکومتی حیثیت و نفوذ سیاسی و معنوی پادشاه مملکت در حد اعلای خود بود. در نتیجه من می‌توانستم با قاطعیت دست به کار آن تحول اجتماعی عظیمی بشوم که بعدها «انقلاب شاه و ملت» نام گرفت و با تحقق آن معجزه‌ای که تا آنوقت تقریباً در هیچ‌جا سابقه نداشت وقوع یافت، یعنی اساس جامعه ایرانی زیر و رو شد بی آنکه تقریباً خونی ریخته شود یا خللی در آزادی‌های فردی و اجتماعی ملت وارد آید. بدیهی است آنچه در این راه بزرگ‌ترین پشتیبان من عنایت و تفضل الهی بود، زیرا این انقلابی بود که بر اساس عالی‌ترین موازین عدالت و نوع پروری و طبق تعالیم عالیه اسلامی صورت می‌گرفت و طبعاً در این راه از تأیید الهی برخوردار بود. در عین حال مسلماً این انقلاب منطبق با ریشه‌دارترین و عمیق‌ترین موازین و آرزوهای تمدن چند هزار ساله ایرانی بود، وگرنه ممکن نبود با این موفقیت و کمال پیشرفت کند.

تاریخ انقلاب ایران

تاریخ انقلاب ایران به مدت‌ها پیش از ۱۳۴۱ مربوط می‌شود. شاهنشاه از نخستین سال‌های سلطنت خویش سعی کرده بود از راه‌های مختلف در بهبود وضع طبقات محروم مملکت و در استقرار اصول عدالت اجتماعی تا آن‌جا که مقتضیات و شرایط زمان و مکان اجازه می‌داد اقدام نماید ولی هر بار این کوشش با کارشکنی‌های مختلف مواجه شده بود. در مورد این کوشش‌ها شاهنشاه می‌گویند: در دومین سال سلطنت خودم در ایامی که هنوز جنگ جهانی دوم پایان نیافته بود و مسائل حادتری در برابر مملکت قرار داشت، با توجه به ریشه واقعی ابتلائات کشور و ملت خویش اعلام داشتم که می‌باید اصول پنجگانه‌ای برای یکایک افراد ملت به عنوان حداقل احتیاجات آن‌ها تأمین شود که عبارتند از: بهداشت برای همه، خوراک برای همه، پوشاک برای همه، مسکن برای همه، فرهنگ برای همه. از آن موقع پیوسته در هر وقت و هر جا که فرصت مناسب به دست می‌آمد، این اصول را متذکر می‌شدم و مسئولین امور را متوجه ضرورت اجرای آن‌ها می‌کردم. در همان هنگام و بر اساس همین طرز فکر، به موجب فرمانی تمام املاک مزروعی متعلق به خود را به دولت واگذار کردم بدین منظور که دولت عوائد این املاک را در راه بهبود وضع کشاورزان آن‌ها مصرف کند ولی در عمل دولت عایدات این املاک را فقط صرف پرداخت حقوق کارمندان همان املاک کرد. بدین جهت پس از مدتی مطالعه مصمم شدم املاک را از دولت پس بگیرم و آن‌ها را با شرایط ساده به کشاورزانی که در همان املاک به زراعت مشغول بودند بفروشم و در عین حال با وجوهی که از فروش این زمین‌ها و املاک اختصاصی گردآوری می‌شد بانکی تأسیس گردد که بتوان به روستاییانی که تازه صاحب زمین شده‌اند وام و سایر کمک‌های لازم را بدهد. شاید لازم به تذکر نباشد که در عوائد این بانک خود من کمترین سهمی ندارم و هر چه عاید بانک می‌گردد طبق اساسنامه آن مجدداً در راه ایجاد منابع تولیدی و تأسیس شرکت‌های تعاونی و سایر امور مفید به حال کشاورزان و در عین حال بر طبق اساسنامه بنیاد پهلوی در راه تأمین هدف‌های این بنیاد، یعنی کمک بهداشت عمومی و توسعه فرهنگ و پیشرفت امور اجتماعی و کمک به مستمندان به مصرف می‌رسد.

تقسیم املاک

شاهنشاه که از بدو سلطنت به فکر زندگی دهقانان بودند و از وضع ناهنجار و سخت معیشت آنان ناراضی و ملول بودند، برای آنکه مالکان را متنبه و متوجه سازند به تقسیم ملاک خود مبادرت ورزیدند. هیچ بیانی گویاتر و رساتر از شرحی نیست که خود معظم‌له می‌فرمایند: در سال ۱۳۲۹ فرمانی مشعر بر تقسیم و فروش املاک اختصاصی خود صادر کردم. امید من این بود که از این راه نه فقط کشاورزان املاک خودم از صورت رعیت بیرون آیند و بدل به مردمی آزاد بشوند، بلکه این اقدام سرمشقی برای سایر مالکین کشور شود که آنان نیز وظیفه اخلاقی و اجتماعی و ملی خود را در این مورد انجام دهند. متأسفانه نه فقط این امید من برآورده نشد، بلکه اندکی بعد نخست وزیر وقت که با تظاهر به احساسات ضد انگلیسی روی کار آمده بود با تمام قوا از اجرای برنامه تقسیم املاک شخصی من جلوگیری کرد و آن را متوقف گذاشت و این وضع در همه مدتی که وی بر سر کار بود ادامه یافت و فقط بعد از سقوط او بود که مجدداً کار تقسیم این اراضی آغاز گردید. با توجه به آنکه سرمشق من مورد پیروی سایر ملاکان کشور قرا نگرفته بود، در سال ۱۳۳۸ دولت وقت به دستور من لایحه‌ای قانونی به مجلس تقدیم کرد که به موجب آن میزان اراضی مزروعی که یک نفر و یا یک دسته مشترکاً در ملکیت خویش داشتند محدود می‌شد و می‌بایست هر چه اضافه بر آن داشته باشند به دولت بفروشند تا دولت به نوبه خود آن‌ها را به قطعات کوچک و با شرایط آسان به کشاورزان خرده مالک بفروشد. ولی این قانون در مجلس بکلی مسخ شد و به صورتی درآمد که بهیچوجه با منظور اصلی مطابقت نداشت و با مداخله مقام مسئولی که از ترقیات اجتماعی دنیا بی‌اطلاع بود مجلس که طبیعتاً بیشتر افراد آن را نمایندگان هیئت حاکمه، یعنی همان ملاکین و سرمایه‌داران تشکیل می‌دانند، آن لایحه اصلاحات ارضی را بکلی بی معنی و بی‌اثر کرد. بنابراین، بطور وضوح احساس کردم که دادن سرمشق شخصی، یا نصیحت و ارشاد و موعظه و یا توسل به طرق عادی پارلمانی هیچکدام نتیجه مطلوب را نمی‌بخشد. زیرا هر بار به دست عوامل گوناگون آن اتحاد غیر مقدس بین دو قطب کاملاً متقابل یعنی ارتجاع سیاه و قوای مخرب سرخ برای جلوگیری از پیشرفت واقعی کار مملکت بوجود آمده، این اقدامات فلج می‌شد. تحلیل و تجزیه این مسائل، مرا متوجه آن مسئله اساسی و حیاتی کرد که کلید واقعی حل این معما است. به این نتیجه رسیدم که با استفاده از امکانات خداداد این مملکت و با بهره‌برداری از ثروت‌های طبیعی و فراوان آن البته می‌شود به اصطلاح پول هنگفتی به دست آورد و با این پول احیاناً راه‌های درجه یک ساخت و سدهای عظیمی بنا کرد و ساختمان‌های رفیع و بسیار زیبا ایجاد نمود ولی از این ساختمان‌ها و سدها و راه‌ها و امثال آن، چه کسانی می‌بایست استفاده بکنند و چند نفر می‌بایست استفاده بکنند؟ آیا می‌بایست از این راه فقط مالکینی که ثروتمند بودند ثروتمندتر بشوند؟ آیا می‌بایست تنها عده معدودی که به نام هیئت حاکمه مملکت همه منابع و ثروت‌ها را در دست خود تمرکز داده بودند متنعم‌تر و قوی‌تر شوند؟ این همان نکته‌ای است که آن را در قرن گذشته، لئون والراس عالم اقتصادی سوئیسی در دانشگاه لوزان چنین تذکر داد: «تا زمانی که ثروت بطور عادلانه بین افراد جامعه توزیع نگردد، فراوانی آن چیز مهمی بنظر نمی‌رسد.» بدیهی است اگر می‌بایست تمام فعالیت‌ها و همه بهره‌برداری‌ها از منابع طبیعی و انسانی مملکت فقط به این نتیجه برسد، این کار هیچ نفعی برای ملت و واقعی ایران در برنداشت و در واقع کوشش بیهوده و حتی ظالمانه‌ای بود.

انقلاب عمیق و اساسی

شاهنشاه بالاخره به این نتیجه می‌رسند که شالوده اجتماعی کهن ایران باید زیر و رو شود و آینده ایران بر اساس اقتصادی و اجتماعی نوینی پی‌ریزی شود. بدین جهت فکر یک انقلاب واقعی را طرح‌ریزی کردند. ایشان در این مورد می‌گویند: بنابراین، برای کشور و ملت ما چاره‌ای جز این نبود که اگر بخواهد در زمره ممالک زنده و مترقی و مستقل جهان باقی بماند، شالوده اجتماعی کهن را زیر و رو کند و آینده خویش را بر اساس اجتماع تازه‌ای که با مقتضیات و احتیاجات دنیای امروز هماهنگی داشته باشد پی‌ریزی نماید. با مطالعات کافی در اجتماع ایران و تشخیص و تعیین نقاط ضعف و احتیاجات و امکانات خودمان و با مطالعه در مقررات و سازمان‌ها و برنامه‌های اجتماع دیگران و با تحلیل و تجزیه مرام‌های گوناگونی که سایرین با عرضه و یا اجرا کرده بودند و با غور و بررسی آن‌ها و نتیجه‌گیری از همه آن‌ها، بالاخره بدین نتیجه رسیدم که مملکت ما احتیاج به یک انقلاب عمیق و اساسی دارد که در یک زمان و با یک جهش به تمام تناقضات اجتماعی و همه عواملی که باعث بی‌عدالتی و ظلم و استثمار می‌شود و همچنین به تمام جنبه‌های ارتجاعی که مایه جلوگیری از پیشرفت و ممد عقب افتادگی است خاتمه دهد و برای ساختن اجتماع جدیدی در جای آن راه‌هایی ارائه نماید که بیشتر و بهتر به درد خود ما بخورد، یعنی با روحیات ایرانی و اخلاق ایرانی، با مقتضیات اقلیمی و جغرافیایی این سرزمین، با مختصات و سنن روحی و تاریخ این ملت سازگار و هم‌آهنگ باشد و در عین حال سریع‌تر ما را به هدف خود برساند که طبعاً چنین هدفی نمی‌توانست از همگامی با مترقی‌ترین اجتماعات امروزی جهان کمتر باشد. وقتی که پس از مطالعات ممتد به این نتیجه رسیدم که چنین انقلاب اجتماعی همه جانبه‌ای برای نجات کشور و ارتقاء آن به صف مترقی‌ترین ملل و جوامع امروز جهان امری ضروری است، خوب احساس کردم که وظیفه من در این مورد چیست. توجه به حوادث گوناگون گذشته که در آن‌ها هر بار بطوری معجزه‌آسا از مهالک گوناگون رهایی یافته بودم و توجه بدانکه در مدت سلطنت خود من مملکتم نیز به کرات بهمین طریق معجزه‌آسا از خطر سقوط نجات یافت، مرا متوجه این حقیقت می‌کرد ک هنوز مأموریت من در خدمت به این آب و خاک به پایان نرسیده است و شاید رازی را فاش نکرده باشم اگر بگویم برای خودم مسلم بود که خداوند مایل بود کارهایی به دست من و برای خدمت به ملت ایران انجام بگیرد که شاید از دست دیگری ساخته نبود. من در تمام آنچه کرده‌ام و آنچه خواهم کرد، خود را عاملی برای اجرای مشیات الهی بیش نمی‌بینم و فقط از درگاه احدیتش مسئلت دارم که همواره مرا در انجام مشیات کامله خویش به راه راست هدایت فرماید و از اشتباه دور دارد.

آغاز انقلاب - انقلاب ایران در سال ۱۳۴۱ آغاز شد

رهبر انقلاب شاه و ملت در مورد چگونگی آغاز انقلاب می‌گویند: در سال ۱۳۴۱ ، بعد از نشیب و فرازهای گوناگون در موقعیتی قرار داشتم که اجاز این کار را به من می‌داد. ملت ایران به من اعتماد کامل داشت و آن پیوند قلبی و روحی که قبلاً بدان اشاره کردم از هر وقت دیگری میان من و ملتم استوارتر بود و ملت ایران شاهد آن بود که من در تمام مدت سلطنتم برای حفظ استقلال مملکت مبارزات گوناگونی کرده بودم که یکی از آن‌ها بازگرداندن آذربایجان به آغوش مام وطن بود. شاهد آن بود که با تقسیم املاک خودم به زارعین و بخشیدن بیش از هشتاد درصد ثروت شخصی خویش به امور خیریه و یا برای پیشرفت کارهای مملکت تا آن‌جا که برای شخص من امکان داشت در خدمت به مملکت و ملت خودم که کوشیده بودم با اتکاء به همین اعتماد کامل ملت و با توجه بدانکه هدف من در ایجاد تحول چیزی جز سعادت جامعه ایران نبود و یقین داشتم که ملت هوشمند ایران این موضوع را بخوبی احساس می‌کند، حاصل مطالعات خودم را در یک برنامه انقلابی به معرض افکار عمومی گذاشتم و برای تصویب برای ملت ایران واگذار کردم. روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ مردم ایران این برنامه را اکثریت قاطع تصویب کرد و بدین ترتیب انقلاب اجتماعی عظیم ایران با دمکراتیک‌ترین صورت ممکن وارد مرحله عمل گردید. فلسفه و روح این انقلاب چه بود؟ همان طور که گفتم، این انقلاب در درجه اول یک انقلاب ایرانی و منطبق با روح و سنن ایرانی بود. ما این انقلاب را به صورت یک کالای وارداتی تحویل ملت ندادیم، زیرا اصولاً شأن ملتم که خود در طول هزاران سال خلاق فکر و فلسفه منطبق بوده است این نیست که در این مورد «جامه عاریت» دیگران را بر تن کند. ما راه‌هایی بر اساس نبوغ ایرانی و با در نظر گرفتن تمام اصول ذکر شده اخذ کرده بودیم که طبعاً در آن‌ها از تجارب مفید دیگران استفاده شده بود، ولی بخصوص هر قسمت از آن که لازم بود ابداع خود ما بود. امرسن، نویسنده متفکر بزرگ آمریکایی قرن نوزدهم، گویی درست در وصف این انقلاب نوشته است:

«در تاریخ اصلاحات، هر طرح وقتی واقعاً اصیل خوب بوده که حاصل اندیشه و خواست صحیح یک نفر یا یک اجتماع بوده، ولی هر وقت که فقط از دیگران گرفته شده به جای سود، زیان بخشیده است.» بدیهی است در این انقلاب اصیل ما همه‌جا آن دو اصل مقدس و کلی که ذکر کردم، یعنی توجه به معنویات و مذهب و حفظ آزادی‌های فردی و اجتماعی و نیز این اصل کلی که هر نوع آثار استثمار و هر وصفی که فقط به نفع یک اقلیت محدود و به زیان اکثریت باشد از میان برود، رعایت شده بود. به خاطر تحقق این هدف‌ها بود که می‌بایست اصلاحات ارضی انجام گردد و اصول فئودالیسم و روابط ارباب و رعیتی از میان برود. می‌بایست روابط کارگر با کارفرما بر اساس جدیدی قرار گیرد که کارگر خودش را استثمار شده احساس نکند. می‌بایست نیمی از جمعیت مملکت، یعنی جامعه زنان ایرانی، دیگر در زمره دیوانگان و بدکاران از حقوق اجتماعی خود محروم نباشند. می‌بایست ننگ و بلای بیسوادی از مملکت ما ریشه‌کن شود و آن عده بیسواد که طبعاً نمی‌توانستند حقوق خود را بشناسند تا آن دفاع کنند، بدل به مردمی مطلع و آشنا به حقوق خود گردند. می‌بایست دیگر کسانی پیدا نشوند که بر اثر فقدان وسایل بهداری و نبودن پرستار و دلسوز یا از بیماری‌های مختلف تلف شوند و یا با رنجوری و فلاکت و بدبختی عمر بگذراند. می‌بایست آثار عقب‌افتادگی در دهات کشور از میان برود و روستاهای فقیر و غیر آباد با شاهراه‌های مواصلاتی مملکت مرتبط گردند و وضعی هماهنگ با تمدن امروز دنیا پیدا کنند. از طرف دیگر، فلسفه انقلاب ما ایجاب می‌کرد که ما در طرز استفاده از منابع ثروت مملکت اصول صحیح و منطق و عدالت را رعایت کنیم. لازمه این امر این بود که ثروت خدادادی کشور، یعنی چیزی که افراد در خلق آن دستی نداشته و زحمتی نکشیده‌اند، از قبیل معادن بزرگ زیرزمینی، ماهی‌های دریاهای ایران یا جنگل‌ها و مراتع بزرگ طبیعی و همچنین صنایع بزرگی که تعیین کننده قیمت‌ها می‌شوند و جنبه تراست و کارتل پیدا می‌کنند در اختیار افراد و یا شرکت‌هایی قرار نگیرند که عملاً جانشین اقلیت‌های سابق ملوک‌الطوایفی و یا هیئت‌های حاکمه از بین رفته شوند و از این راه اجتماع جدید ایران دچار هیئت حاکمه تازه‌ای از سرمایه‌دارهای این قبیل صنایع تعیین کننده قیمت‌ها نگردد. به این جهت تشخیص دادیم که اموری ک جنبه عمومی دارد و مربوط به همه افراد مملکت است، نمی‌تواند صورتی غیر دولتی یعنی در واقع غیر ملی داشته باشد. راه‌آهن، پست و تلگراف، خطوط هوایی، صنایع نفت و فولاد و امثال آن‌ها باید در خدمت همه اجتماع ایران قرار بگیرند و باقی بمانند. همینطور جنگل‌ها و مراتع ایران و شیلات ایران و سدها و رودخانه‌ها و هر چیز دیگری از این قبیل متعلق به عموم مردم افراد مملکتند و کسی حق مالکیت خصوصی بر آن‌ها را ندارد. در مورد سدها و رودخانه که بطور کلی به منابع آب کشور مربوط می‌شود، باید گفت که این موضوع مستقیماً با آینده و با حیات و سرنوشت ملی ما ارتباط دارد و به همین جهت اهمیت آن بقدری است ک در آینده ملی شدن این منابع و دهمین اصل انقلاب ما اعلام خواهد شد. در این باره در فصل مربوط به اصلاحات ارضی توضیح مبسوط خواهم داد. ولی در عین حال که ما این منابع متعلق به عموم و همچنین صنایع اصلی و بزرگ را که جنبه تعیین کننده قیمت‌ها را دارند، ملی اعلام می‌کنیم. فلسفه انقلاب ما با در نظر گرفتن همان آزادی فردی و اجتماعی که بدان اشاره کردم، مشوق هرگونه ابتکار فردی و شخصی و هرگونه انگیزه برای ترقی در رشته‌های گوناگون اجتماعی و صنعتی است. بدیهی است اصول کلی انقلاب ایران غیر قابل تغییر است. ولی در صورتیکه در فروع و در طرز اجرای این اصول احتیاج به ترمیم و تکمیلی پیدا شود و راه‌های بهتری بر اساس پیشرفت‌های علمی و تکنیکی جهان یافت گردد، مسلماً ما از این طرق استفاده خواهیم کرد، زیرا ما خویش را در چهار دیواری هیچگونه عقاید منجمدی محبوس نکرده‌ایم. این انقلاب، به همان جهاتی که گفته شد، می‌تواند خود را همواره و به آسانی با احتیاجات اجتماع ایران و طبقات مختلف جامعه ایرانی و در عین حال با بهترین پیشرفت‌های علمی و فنی و اجتماعی دنیای کنونی تطبیق بدهد و این قدرت واقعی انقلاب ما است.

رسالت شاهنشاهان

ایران و ایرانی و واژه سلطنت مترادف روحانی و معنوی‌اند. شاهان یادآور و جلوه‌گاه ایران بشمارند. ایرانی جاودانه به شاه و میهن پیوسته و کردار و گفتار و پندار شاهان مظهر این سرزمین مقدس محسوب است. گیرشمن مستشرق معروف در کتاب «ایران از آغاز تا اسلام» تصویری از یکی از شاهنشاهان ساسانی آورده و چنین نگاشته است: «شاه مظهر اهورامزدا در زمین فرمند در هنر ساسانی در حال تاجگذاری در دربار با شکوه خویش معرفی شده است. چهره وی به عنوان سرمشق هنرمندان بیزانسی برای تجسم چهره مسیح پیروزمند که اطراف وی را موکبی از فرشتگان، حواریون، پیامبران و نویسندگان انجیل فرا گرفته‌اند، بکار گرفته است. بعدها هنرمندان در نقوش برجسته و گچ‌بری کلیساهای کهن فرانسه انگشت سبابه خم شده را که علامت احترام بزرگان دوره ساسانی بود نقش کردند. زرگران اروپای مرکزی از آن پس موضوعات کنده‌کاری دوره ساسانی را تقلید نمودند و شاید آنان نیز بیش از ما از مفهوم آن‌ها خبر نداشتند. کسانی هم که قطعات زرین عالی‌قدر مجموعه‌های موسوم به گنجینه آتیلا را که منسوب به قرن ۸ و ۹ مسیحی است ساخته‌اند همین کار را کرده‌اند.» کرویزو در کتاب «سمبولیک و میتولوژی» اصل تمدن جهان را از ایران می‌داند. هرتسفلد و سر آرتور کیت ایران را محور تمدن ماقبل تاریخ بشر می‌پندارند و می‌گویند: «در اینکه ایران در اواخر هزاره پنج پیش از میلاد دارای تمدنی بسیار پیشرفته بوده تردیدی نیست. سومری‌ها تمدن موجود فلات ایران را به محل التقای دو رود دجله و فرات آورده‌اند. ثالبی در کتاب اخبار ملوک افرس گوید: حکومت ایران کهن‌ترین حکومت عالم و سلطنت آن مملکت با دوام‌ترین سلطنت‌ها است و جمیع اختراعات مفید که موجب متمدن شدن نوع بشر است، به پادشاهان ایران منسوب است. اویار زمین، گله‌داری، رمه‌بانی، قلعه‌سازی، ایجاد شهر و اختراع آلات جنگ و وضع اصول داوری و عدالت و عید جشن‌ها، صید و تعلیم جانوران و اختراع آلات موسیقی مانند چنگ و فن طبخ را به پادشاهان ایران نسبت می‌دهد. پرفسور پوپ نیز اصول کشاورزی و فلزکاری و مبانی اندیشه‌های دینی و فلسفی و نوشتن علم اعداد و نجوم و ریاضی را از فلات ایران می‌داند. صاحب کتاب «میراث ایران» گوید: هیچ ملت شرقی دیگری مانند قوم ایرانی در ترکیب تمدن و فکر بشر با یکدیگر تا این حد اثر مثبت باقی نگذارده است.» پوپ در «شاهکارهای هنر ایران» می‌نویسد: طی بیش از شصت قرن مردمی که در فلات ایران زندگی می‌کردند اندیشه‌ها و فنونی پیش آوردند که مایه بقای نسل بشر و موجب اعتلای مقام انسانی شد.»

ایران در آثار کهن

ایران در کهن‌ترین آثار ادبی و دینی: یهود، هندو و مسیحی و گفتار گویندگان برگزیده جهان چون: هوراس، آشیل، دانته، منتسکیو، گوته، هوگو، ولتر، میلتن، روسو، نیچه، هاینه، هگل، کربن، راسین، لافونتن، فرمانتن، بایرن، ادگار آلن پو، آناتول فرانس، تاگور، ژید، غالب، اقبال و هزاران فرد برجسته دیگر گیتی با شکوه تمام جلوه‌گر است. منتسکیو می‌گوید: همانطور که ملل ستمگر ویرانی‌ها از خود باقی می‌گذارند که پیوسته نمایشگر تباهی و فساد آنان است، اقوام بزرگ با اندیشه خلاقه از خود نیکی‌ها و خدماتی بر صفحات تاریخ منعکس می‌سازند که با گذشت زمان روی فنا نمی‌بینند، ایران نمونه بارز این مردم است. » گربینو در کتاب سه سال در آسیا می‌نویسد: «کسانی که اراده تسلط بر سرزمین ایران را دارند و می‌خواهند تمام یا قسمتی از آن را به خاک خود ضمیمه سازند، کاری بیهوده است زیرا خود سقوط می‌نمایند بی آنکه بتوانند ایرن را سرنگون کنند. ایران پیوسته ایران خواهد ماند.» امرسون کتاب گلستان را یکی از انجیل‌ها و کتب مقدس دینی جهان می‌دان دو معتقد است دستورهای اخلاقی آن عمومی و بین‌المللی است. هم او گوید: سعدی به زبان همه ملل و اقوام سخن می‌گوید. گفته‌های او مانند: هومر، شکسپیر، سروانتس و مزینتی تازگی دارد»: گویند روزی مفهومی از بوستان درباره صبر و قناعت را واعظ و روحانی شهری از انگلیس بر زبان راند.

بنیامین فرانکلین که آن‌جا حضور داشت گفت: این عبارت باید یکی از جمله‌های مفقود تورات باشد که به لاتین ترجمه شده است. گوته شاعر والای آلمانی که به گفته امیل لودویک، به تنهایی مظهر تمام تاریخ بشر و آئینه تمام نمای سیر تکامی آن است و در دیوان شرقی ارادت خالصانه خود را نسبت به حافظ آسمانی چنین ابراز می‌دارد: «ای حافظ سخن تو چون ابدیت بزرگ است زیرا آن را آغاز و انجامی نیست. کلام تو مانند گنبد آسمانی تنها بخود وابسته است اگر دنیا بر آید ای حافظ ملکوتی، آرزویم این این است با تو در کنار تو باشم و در شادی و غمت شرکت کنم، زیرا این افتخار زندگی و مایه حایت من است. ای حافظ همانطور که جرقه‌ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپرطوران کفایت می‌کند، از گفته شورانگیز چنان آتشی در دام نشسته که سراپای این شاعر آلمانی را در تب و تاب افکنده. حافظ خود را با تو برابر نهادن نشان دوانگی است. تو آن کشتی ای هستی که با غرور تمام باد در بادبان می‌افکند و سینه دریا را می‌شکافد و پا بر سر امواج می‌نهد و من آن تخته پاره‌ام که سرگشته و بیخود سیلی ور اقیانوسم هنوز در خود جرئتی اندک می‌یابم تا خویشتن را مریدی از مریدان تو بشمار آورم.» پوپ هنرشناس بزرگ آمریکایی در مقاله‌ای تحت عنوان رنگ در صنعت معماری ایران» گوید: «گچ‌بری‌ها با رنگ‌آمیزی ملایم از جمله هنرهای خاص و غیر قابل تقلید ایرانی شناخته شده است. سردر مسجد شاه سپاهان بیشتر از شاهکارهای فن معماری جهان ارزنده بشمار خواهد رفت. چگونه این سفال‌گران موفق می‌شدند اینهمه رنگ را بطور کامل در آتش بپزند، رازی است که هنوز برملا نشده است.» وینتز آمریکایی گوید: ایران برای دنیا قوانینی وضع نمود و مذهب بوجود آورد و این اصولی است که در اوستای زردشت بیان شده و پس از او عیسی پیروی کرده و همان موعظه را با ایستادگی تمام نموده تا آنکه سر دار جان داده است.» جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلامی گفته است: در صدر اسلام طبعاً بیشتر حافظان قرآن و راویان احادیث و مفسران و فقیهان ایرانی بوده‌اند. در صرف و نحو پیشقدم بشمار رفته و خلیلی، سیبویه، اخفش، زمخشری همه ایرانی بوده‌اند و عالمان اهل تسنن و بزرگان ایرانی هستند. قزوینی، محمد بن اسمعیل بخاری، ترمذی، فخر رازی، بیضاوی، فیروزآبادی، حاکم نیشابوری ، عبدالقادر گرگانی، راغب اصفهانی، قطب تبریزی، ابوحنیفه مجتهد بزرگ اهل تسنن، ابو حاتم سیستانی و غیره.»

کوروش و حیثیت انسانی

کوروش شخصیت بزرگ تاریخ جهانی آزادی و حیثیت انسانی را تأمین نمود. در تورات کوروش به صورت ناجی و مسیح معرفی شده است و در ۱۸۷۹ در بابل اثری پر ارزش و باستانی به دست آمده از گل پخته که با استوانه بابلی معروف شده و به زبان بابلی است. این استوانه در موزه بریتانیا است و مفاد آن این است: « منم کوروش، شاه شاهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر، اکد، پسر کمبوجیه، شاه بزرگ از شاهان سلطان ابدی که سلسله‌اش مورد مهر خدایان و حکومتش به دل نزدیک است و وقتی بی جنگ و جدال به بابل وارد شدم مردم همه مقدمم را با شادی پذیرفتند. در قصر شاهان بابل بر سریر سلطنت تکیه زدم. مردوک دل‌های نجیب مردم بابل را متوجه من کرد زیرا من او را محترم و گرامی شمردم و لشگر بزرگ من به آرادمی وارد بابل شد و نگذاشتم صدمه‌ای به آزادی مردم این شهر و این سرزمین وارد آید و وضع داخل بابل و امکنه مقدسه آن قلب مرا تکان داد. فرمان دادم مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و بی‌دینان آنان را نیازارند. فرمان دادم هیچ خانه‌ای خراب نشود و هیچکس ساکنان شهر را از هستی ساقط نکند. خدای بزرگ از من خرسند شد و به من کوروش که هستم وبه پسرم کمبوجیه و به تمام لشگرم راه عنایت و برکات خود را نازل کرد و پاداشاهانی که در همه کشورهای جهان در کاخ خود نشسته‌اند از دریای بالا تا دریای پایین و پادشاهان غرب خراج سنگین آوردند و در بابل به من با نظر احترم نگریستند فرمان دادم از بابل تا آشور و شوش و و اکد و همه سرزمین‌هایی که در آن طرف دجله واقعند و از ایام قدیم بنا شده‌اند معابدی را که بسته شده بود بگشایند. همه خدایان این معابد را به جاهای خود برگرداندیم تا همیشه در همان‌جا مقیم باشند اهالی این محل‌ها را جمع کردم و منازل آن‌ها را که خراب کرده بودند از نو ساختم و خدایان سومر و اکد را بی آسیب به قصرهای آن‌ها که (شادی دل) نام دارد بازگرداندم. صلح و آرامش را به تمامی مردم عطا کردم.» اردشیر بابکان گوید: آسایش میهن راتنها ارتش می‌تواند تأمین کند و ارتش از ثروت پایدار است و ثروت را دهگان تولید می‌کند و دهگان هم از عدل و داد سعادتمند است. کریستن سن می‌نویسد: صنعت ایران راهنمای تمام جهان و برخی از شاهکارهای هنری این کشور نمونه کاملی از شکیبایی و دقت و رقت خیال ایران است و همین خصوصیات و عواملی دیگر که توصیف آن اشکال دارد صنایع ایران را یکی از ارزنده‌ترین خدمات بشر به زیبایی و جلوه دادن صنعت دنیا قلمداد کرده است.

آثار ایران در موزه‌ها

خوشبختانه در کشاکش تحولات بزرگ و جنگ‌ها و ویرانی‌های تاریخی موزه‌های معتبر جهان هم اکنون به داشتن شاهکارهای هنری وطن ما می‌بالند و این پدیده‌های بزرگ روحی بشر را زیب گنجینه‌های خود می‌پندارند که به بعضی اشاراتی می‌رود: مینیاتور بر تخت سلطنتی تکیه زدن خسرو و شیرین که در اواسط قرن دهم هجری توسط هنرمند عالی قدر آقا میرک ترسیم شده است اینک از افتخارات موزه لندن است. از آثار هنری ایران مربوط به چهار قرن پیش از میلاد مسیح ظروفی سفالی (در موزه مترو پولیتن نیویورک)، پارچی سیمین متعلق به قرن ۱۳ میلادی (در مجموعه‌ای خصوصی) بشقاب و تنگ چینی نقاشی شده از قرن ۱۷ از ذخائر درجه اول موزه دانشگاه فیلادلفیا است. موزه ارمیتاژ شوروی با در چوبی خاتم کاری بسیار نفیس ایران مربوط به ۸۰۸ هجری و موزه ازبکستان با کاشی معرفی متعلق به مسجد خان و مربوط به ۹۹۰ هجری پر ارج‌ترین آثار هنری وطن ما را دارا می‌باشند. سرزمین مقدس ما کهن‌ترین و والاترین قلمرو زاده آدم در سراسر جهان است . به گفته بند هشن کیومرث نخستین انسان در سطح زمین است و اوستا کتاب دینی باستانی ما به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح پیوستگی دارد زیرا مبداء گاه شماری کهن فلات ایران تاریخ کیومرثی یا صبح سه شنبه اول فروردین سال ۶۵۳۲ پیش از میلاد است.

کوروش و تورات

ایرانیان نخستین بار آهن را یافته و ذوب کرده و خط را بوجود آورده و ابزار جنگی و کشاورزی و وسیله حمل و نقل ساخته و آیین کشورداری و دین و داد و دانش به بشریت بخشیده‌اند. ایران به گفته زرتشت پیامبر باستانی، بهترین سرزمینی است که خدا آفریده و ایرانی طبق شاهنامه که سندی کهن و متکی بر مدارکی باستانی است به شاه که برگزیده پروردگار و حق و دارای فر مینوچهری است پیوستگی ناگسستنی دارد. در کتاب آسمانی تورات جاهای متعددی از کوروش به عظمت یاد شده است. این سخنی است از خداون خطاب به کوروش که تو مسیح من هستی. من دست راست ترا گرفتم تا به حضور تو آن‌ها را مغلوب کنم و کمرهای پادشاهان بگشایم تا درها را به روی تو باز کنم و دیگر دروازه‌ها به رویت بسته نشوند. من همه جا پیش رویت خواهم بود. ناهمواری‌ها به رویت هموار خواهم کرد و دروازه‌های مفرغین را خواهم شکست و کلون‌های آهنی آن‌ها را خواهم برید و پادشاهان را در پایت خواهم افکند. من کمر ترا آنوقت بستم که مرا نشناختی و هنگامی ترا به نام خودم که هنوز به دنیا نیامده بودی. کوروش شبان من است و هر آنچه او کند آن است که من خواسته‌ام. پس کوروش را به عدالت برانگیختم و تمامی راه‌ها را پیش رویش استوار خواهم ساخت. فن لوکوکوک در کتاب «گنجینه‌های مدفون در ترکستان چین» ایران را اولین ملت متمدن آسیا می‌داند. به گفته کریستن سن همه اقوام جهان به برتری ایرانیان اعتقاد داشته‌اند خلاصه در کمال دولت تدابیر عالی جنگی و هنر رنگ‌آمیزی و تهیه طعام و ترکیب دارو و طرز پوشیدن جامه و تشکیلات ایالتی و مراقبت در قرار دادن هر چیز به جای خود و شعر و ترسل و نطق و خطابه و قوت عقل و کمال پاکیزگی و درستکاری و ستایشی که از پادشاهان خود می‌کردند، در همه این مسائل رحجان بر سایر اقوام جهان مسلم بوده است. تاریخ این قوم سرمشق کسانی است که از این پس به نظم ممالکی می‌پردازند. گیرشمن گوید: ایرانیان نخستین ملتی بودند که امپراطوری جهانی بوجودآوردند و اصول داد و آزادمنشی را که تا آن زمان بر بشر مجهول بوده است اشاعه داده‌اند.

خدمات ایران به جهان

امیل گروسه در کتاب «روح ایران» آورده است. ادبیات ایران از سرچشمه کمال مطلوب انسانی و ابدیت فکر و سخن الهام گرفته و آثاری بوجود آورده که موازی آثار یونان و روم، جهانی را بهره‌مند ساخته است. پوپ روشنی تمدن اسلامی را هنگامی که اروپا در تاریکی فرورفته بود زاده منبع بزرگ نور ایرانی می‌داند و می‌گوید: بزرگ‌ترین خدمت ایران به جهان در رشته صنعت و هنر بوده است. باز هم او گوید: ایران حق بزرگی بر گردن بشریت دارد زیرا به شهادت تاریخ این کشور با فرهنگ نیرومند و ظریفی که طی قرون بوجود آورده وسیله تفاهم و هماهنگی را برای ملل فراهم ساخته است و بر اثر نفوذ ایران و افکار او نژادهای مختف دارای ایمان و عقیده مشترک شده‌اند. شعرای ایرانی جهانی را تسخیر کرده‌اند. عرفان ایران با آنکه پیروانش مسلمانند دل فردی مسیحی را مانند قلب برهمنی یکنواخت به طپش درآورده به همین دلیل متعلق به تمام بشریت است. پرفسور آربری گفته است: بهترین خدمت را ایران برای بهره‌مندی از لذات زندگی انجام داده است. او تانک و هواپیما اختراع نکرده ولی وسائلی برانگیخته است که افراد بشر بتوانند تحت لوای صلح و سلامت با یکدیگر زیست کنند و برای داد و ستد از نقطه‌ای به مکانی دیگر بروند. بطور خلاصه، صنعت، طب، شعر، نقاشی و موسیقی از امور دیگر که به زندگانی قدر و ارزش می‌بخشد هدیه ایران به جهان است. ایران از نظر وضع جغرافیایی در مرکز معموره جهان قرار گرفته است. کوروش کبیر جهان ناشناخته آن روزگاران را تحت حکومتی واحد قرار داد . او و جانشینانش عقیده داشتند که پروردگار به آنان مأموریت حفظ آرامش دنیا را واگذاشته است. کوروش سلسله خود را مورد عنایت خدایان می‌پنداشت و راستی دست قدرت به منظور اشاعه عدل و آزادگی کوروش را از میان ابنای عالم برگزید و بدو رسالتی معنوی تفویض فرمود. او هم در نخستین منشور آزادی ملل که زاده اندیشه تابناک برجسته‌ترین مظهر آریاهای جهان بود به کشورهای تابعه حق آزاد داد و خود نظارت نمود تا با فراغ بال خدای خود را بدلخواه بستایند و هر نوع حکومتی که بخواهند برای خود انتخاب کنند.

اساس سلطنت

هگل فیلسوف آلمانی عقیده داشت: هدف امپراطوری ایران ملل مختلفی را با قدرتی ملایم و انسانی به صورت واحدی نیرومند بیرون آودن است. اساس سلطنت ایران آزادمنشی و دادگستری بود. نئوفیلاک معاصر هرقل (۶۰۱ م) و خسرو پرویز به امپراطوری موریس می‌گوید: «خدا وظیفه اداره و روشنی عالم را به دو قدرت واگذاشت: حکومت مدبرانه ایرانیان و سلطنت نیرومند رومیان» شاهشان که فرستاده خدا و دارای فره ایزدی بوده‌اند همه کارها را با کمک او انجام می‌داده‌اند. ایرانیان نیز می‌پنداشتند پروردگار شاه را به مناسبت خصوصیات معنوی و جسمانی از میان مردم برای اجرای رسالت الهی برمی‌گزیند و بدو مدد می‌کند تا به همه هدف‌ها برسد. مقام شاه مقدس و احترام و تقدس او واجب است. بدخواه این منبع نور و جلال، دشمن خدا و گناهکار است. فرمان خدا به سایه یزدان در روی زمین ابلاغ می‌شود و این اوامر الهی باید اجرا گردد. به همین جهت ارتباط شاه و پروردگار پیوسته برجسته و روشن و جالب و دلچسب است. شاه به اتکای نیروی یزدانی همه چیز را می‌بیند و تمام رازها بر او آشکار می‌باشد. او دارای فر یزدانی است و جز با بیدادگری و اغوای اهریمن این نور هدایت از او منفک نمی‌گردد.

اندیشه های مردم و آرا و دیدگاه های آن‌ها درباره انقلاب شاه و ملت

سه سال پیش به مناسب پایان دهه اول انقلاب و آغاز دهه دوم خبرنگاران و نویسندگان نظریات و عقاید مردم مخصوصاً دانشجویان و کارگران را در مورد انقلاب سفید جویا شدند و در نشریات مختلف اطلاعات منعکس کردند. این نظریات بسیار جالب بود و مورد توجه فراوان قرار گرفت، زیرا علاوه بر چگونگی و طرز تفکر مردم، انتظارات آنان را نیز از انقلاب ایران نشان می‌داد:

انتظارات من- دوشیزه زهرا فریار در جواب این سئوال که شما از انقلاب ایران در آینده چه انتظاری دارید گفته است: مسلماً انتظار ما از آینده خیلی زیاد است. من امیدوارم عمر دهه دوم انقلاب با عمر بیسوادی پایان پذیرد و اگر هم در ۱۳۶۱ بیسوادی ریشه‌کن نشده تعداد بیسوادها خیلی کم باشد. انتظار دیگر من آن است که چرخ‌های اداری گردش سریع‌تری پیدا کند و انقلاب بتواند نظام کهنه اداری ما را نیز بکلی در هم بکوید. نمی‌توان منکر شد که گردش چرخ‌های اداری در برخی از سازمان‌های ما متناسب با انقلاب و هدف‌های انقلابی نیست. این چرخ‌ها هنوز گردش کند و بطئی دارند. مردم نمی‌توانند مدت‌های طولانی به دنبال یک پرونده باشند و کار مردم باید سریعاً انجام بگیرد.

اصل اساسی انقلاب- آقای هادی میرزاییان دانشجوی روانشناسی در پاسخ این سئوال که شما از انقلاب ایران چه می‌دانید به خبرنگار ما می‌گوید: تصور می‌کنم چیزهایی را که لازم است بدانم زیرا با مطالعه مرتب روزنامه‌ها در جریان اخبار و رویدادهای ایران و خارج هستم. و در جواب این پرسش که کدامیک از اصول انقلاب بیشتر در شما تأثیر گذاشته و در تأمین رفاه جامع مؤثرتر؟ آقای میرزاییان که معلوم بود دارای مطالعات زیادی است، بدون تأمل پاسخ داد: اصل اساس انقلاب یعنی اصلاحات ارضی. به نظر من از نظر تأمین رفاه اکثریت مردم جامعه ما و بسط عدالت اجتماعی از تمام اصول مؤثرتر و مفیدتر است. این اصل که اساس مالکیت را در هم کوبیده است کشاورزان محروم ما را از زندگی سراپا فقر نجات می‌دهد و زندگی مرفه و راحتی را برای آنان و فرزندانشان تأمین می‌سازد. البته من فکر می‌کنم هنوز خیلی زود است که روستاییان ایران از ثمرات این اصل کاملاً برخوردار شوند ولی در آینده ساکنان روستاهای ایران مردمی با شعور و با سواد و برخوردار از زندگی راحت و مرفه خواهند بود.

فاصله تا هدف- آقای مهدیقلی توانفر دانشجو رشته زبان انگلیسی در جواب این سئوال که آیا به نظر شما انقلاب ایران رسالت خود را انجام داده و به هدف‌های خود رسیده است؟ چنین می‌گوید: انقلاب وقتی به هدف‌های خود می‌رسد که عدالت اجتماعی کاملاً برقرار شود و رفاه تمام طبقات تأمین گردد. به نظر من انقلاب در شروع کار خویش است. تا وقتی اصول انقلاب در تمام زمینه‌ها و در سطحی وسیع به مرحله اجرا در نیامده است نمی‌توان گفت که به هدف‌های خود رسیده است. در برخی از موارد شاید عمر یک نسل لازم باشد تا آثار انقلاب بخوبی آشکار شود مثلاً در زمینه اصلاحات ارضی و زندگی روستایی و سپاه دانش. در مورد رأی دادن زن‌ها و برخورداری آن‌ها از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آقای توانفر گفت: شکی نیست که تساوی حقوق زنان یک قدم انقلابی بود و آن اقدام را هرگز نمی‌توان فراموش کرد اما باید امیدوار بود که با گسترش فرهنگ و بهبود وضع اقتصادی و تحولات وضع اجتماعی در آینده‌ای که انشاءالله زیاد دور نباشد دموکراسی در حد وسیع‌تر و عمیق‌تر گسترش یابد و زمینه دموکراسی عالی‌تری فراهم گردد که شعور و معرفت مردم در حد استفاده از آن باشد. وی توضیح داد که منظور او از دموکراسی غربی نیست و دموکراسی فی حدذاته و در نفس امر است.

رفاه کامل- آقای کیانوش کریم زاده دانشجوی رشته فیزیک بطور خیلی مختصر گفت: ما درگذشته از دنیا پیشرفته خیلی عقب بودیم. زن‌‍ها حق رأی نداشتند، دهات در اختیار مالکین بود، آب و جنگل در تیول ثروتمندان قرار داشت و اکثریت مردم بیسواد بودند و در جهل و بی‌خبری دست و پا می‌زدند. امروز که خوشبختانه قوانین و اصول انقلابی نظام پوسیده و کهنه را در هم ریخته باید کاری کرد که دیگر آثار آن نظام هم از بین برود و جامعه ما واقعاً به رفاه کامل دست یابد.

نظر یک کارگر- آقای نصراله کریمخانی نقاش ساختمان در پاسخ این سئوال که آیا بعد از انقلاب وضع شما بهتر شده می‌گوید: من چون برای خودم کار می‌کنم و کارگر کارخانه یا کارگاه نیستم، سودی که قرار شده است به کارگران بدهند به من ارتباطی پیدا نمی‌کند ولی وقتی ضع مردم بهتر شود و در کار و زندگی آن‌ها گشایشی به دست آید به کارهای ساختمانی توجه و رغیبت بیشتری نشان می‌دهند و کار ما رونق زیادتری پیدا می‌کند. در جواب این پرسش که از انقلاب ایران در آینده چه انتظاری دارید اظهار می‌دارد: من می‌خواهم به وضع جوان‌ها بیش از پیش توجه و رسیدگی شود، مخصوصا وسائل ورزشی در تمام نقاط حتی دهات دورافتاده در اختیار جوان‌ها قرا گیرد. من خودم به ورزش علاقه زیادی دارم دلم می‌خواهد شنا کنم، اسب سوار شوم ولی کار و گرفتاری و نبودن وسیله مانع برآوردن آرزوهایم می‌شد. من در منزل وسائل دارم که با آن‌ها ورزش می‌کنم و خودم را مشغول می‌سازم.

راه باز شده است. یکی از خبرنگاران اطلاعات گفتگوی با یک کارگر را چنین شرح می‌دهد: از جعفر یارآبادی کارگر چاپخانه پرسیدم: آیا وضع مالی شما بهتر شده است؟ بله، ما دو سه سال است که مرتباً سود کارگری را می‌گیریم، با این سود، من هر سال سر وضع بچه‌ها را درست می‌کنم و به وضع زندگی سر و صورتی می‌دهم. انقلاب ایران شما را راضی کرده است؟ من می‌بینم که برخی از کارگران و کشاورزان نماینده مجلس هم شده‌اند، بنابراین راه ترقی برای ما باز شده است. من خودم تصدیق کلاس شش ابتدایی دارم با آنکه دارای زن و دو فرزند هستم تصمیم گرفته‌ام از سال آینده درس بخوانم و ترقی کنم.

ایران یک کشور پیشتاز از نظر رشد اقتصادی

ایران در سایه انقلاب سفید، موفقیت‌های عظیمی در زمینه توسعه اقتصادی به دست آورده و طی سیزده سال که از آغاز انقلاب می‌گذرد به نرخ‌های رشد کم سابقه‌ای دست پیدا کرده است. بدیهی است اساس انقلاب ما هدف اصلی آن بهبود وضع اقتصادی مملکت و تقویت بنیه مالی خانواده بوده است. ما از انقلاب سفید انتظاری جز تأمین زندگی مرفه و توأم با آسایش و آرامش برای همه طبقات مخصوصا اکثریت مردم که دهقانان و کارگران هستند نداشته‌ایم. شاهنشاه آریامهر در مورد پایه‌گذاری یک اقتصاد دمکراتیک که به حال تمام طبقات جامعه مفید باشد می‌فرمایند:

موازی با استقرار دموکراسی در زندگی اقتصادی جامعه ایران به دنبال این فکر نیز بوده‌ایم که پایه‌های یک اقتصاد دمکراتیک را هم بنا نهیم و آن عبارت است از این است که تمام عواملی که جنبه تعیین کننده قیمت‌ها را داشته باشند، از قبیل منابع اساسی زیرزمینی و منابع عمده ثروت روی زمین، جنگل، آب‌های جاری روی زمین و یا آب‌های زیرزمینی و نفت و نیز صنایعی که جنبه صنعت مادر دارند و رشد و سلامت سایر صنایع بستگی به صحیح اداره شدن و رشد متناسب آن‌ها دارد بوسیله دولت که نماینده جامه است و به نفع ملت اداره شود و بدین طریق هم از اختلالات ممکن در شئون اساسی صنعت که نتیجه اصطکاک منافع خصوص است احتراز شود و هم صنایع مادر طبق برنامه توسعه و گسترش پیدا کند تا صنایع دیگر بتوانند روی اساس آماده شده‌ای بدون وقفه توسعه یابند مکمل این طرز فکر دید تعاونی است که کشور ما در کلیه شئون وارد می‌شود. پایه و زیربنای اقتصاد ما باید بر اساس اصول تعاون استقرار پیدا کند زیرا فقط در یک سیستم تعاونی است که می‌توان یک اقتصاد دمکراتیک را بنا نهاد، لذا تمامی تلاش ما بر این است که در کلیه شئون فعالیت‌های اقتصادی جنبش تعاونی را پیش ببریم و سطح آموزش تعاونی خود را به کلیه گروه‌ها گسترش دهیم بطوریکه حتی کودکان دبستانی هم در سر کلاس آموزش تعاونی ببینند و بدین ترتیب برای جامعه ایرانی افرادی آماده نماییم که زندگی اجتماعی خود را در شکل تعاونی ببینند و به آن اعتقاد راسخ داشته باشند. از سال ۱۹۷۱ به بعد ما به نرخ‌های رشد کم سابقه‌ای دست یافتیم بطوریکه در سال مزبور در میان تمام کشورهای جهان در ردیف اول قرار داشتیم. بر اساس یک گزارش مستند و رسمی که از طرف سازمان ملل متحد درباره رشد اقتصادی کشورهای جهان منتظر شد، به ترتیب ایران، برزیل و رومانی سه کشور پیشتاز جهان در سال ۱۹۷۱ بوده‌اند. این گزارش که همه ساله از جانب گروهی از زبده‌ترین کارشناسان سازمان ملل تهیه می‌شود و از هر لحاظ معتبر و قبال اعتماد است و پیوسته برای تعیین ممالک رشد یافته از لحاظ اقتصادی، مورد استناد مقامات عالی‌رتبه اقتصادی جهان قرار گیرد. برای آنکه اهمیت رشد اقتصادی ایران بیشتر روشن شود باید به این گزارش توجه نمود که رشد اقتصادی ژاپن را حدود ۱/۶ درصد، شوروی را ۶ درصد و آمریکا را ۷/۲ درصد ذکر کرده است.

یکی از مفسرین اقتصادی می‌گوید: افتخاری والاتر از این نمی‌شود که کشوری در کوتاه‌ترین مدت و در روزگاری که همه کشورها در کام بحران‌های اقتصادی و مالی فرورفته‌اند در دنیا مقام اول را از لحاظ رشد اقتصادی به دست آورد. اما این رشد را بعد از یک تلاش ۱۰ ساله و بعد از گذشت دوره‌ای که پاره‌ای اقتصادمان را ورشکسته اعلام کرده بودند به دست آورده‌ایم. یعنی در مدت ۱۰ سال نه تنها آثار آن نابسامانی‌های اقتصادی را از بین برده‌ایم، بلکه موفق شده‌ایم در این زمینه همه کشورهای جهان را پشت سر بگذاریم، رشد اقتصادی ایران، آئینه تمام نمای کوشش‌های همه‌جانبه رهبر ما و مظهری از روشن‌بینی و دورنگری ما است. ما در زمینه اقتصاد خود بقدری با تدبیر و سریع عمل کرده‌ایم که گویی از اطراف مان یک قرن جلوتر بوده‌ایم و این تازه آغاز کار ما است. آغاز کاری بزرگ که هیچ عاملی قادر به جلوگیری از آن نخواهد بود. در لحظاتی که دنیا در کنار بحران‌های سیاسی، دستخوش موجی از نابسامانی‌های مالی و اقتصادی است، سازمان ملل متحد، ایران را به عنوان کشور پیشتاز جهان از لحاظ اقتصادی معرفی می‌کند و بانک مرکزی ایران، سیمای غرورانگیز رشد اقتصادی کشور ما را می‌نمایاند. اقتصاد ایران در سال ۱۳۵۰ با آنکه در معرض آثار نامساعد تغییرات نرخ اسعار خارجی و مخصوصاً خشکسالی شدید قرار گرفت، معذلک رشد تولید خاص ملی به قیمت‌های ثابت به ۳/۱۴ درصد رسید که در تاریخ اقتصاد ایران سابقه نداشته است. درآمد سرانه به ۴۲۹ دلار رسید. یعنی ظرف مدتی کمتر از ۱۰ سال دو برابر گردید، این میزان رشد اقتصادی در سطح بین‌المللی نیز در خور توجه و تحسین است زیرا به موجب ارقام سازمان ملل، رشد اقتصادی کشورهای صنعتی غرب در سال ۱۹۷۱ بطور متوسط ۴/۳ درصد و رشد کشورهای در حال توسعه ۴/۵ درصد بوده است. عامل اصلی این موفقیت چشمگیر اقتصادی ایران در مدتی کوتاه، رهبری داهیانه و ثبات سیاسی کشور ما است که محیط را برای دست یافتن به چنین رشد اقتصادی مساعد کرده است. ۱۳ سال پیش، ایران را یک کشور ورشکسته اقتصادی معرفی می‌کردند و می‌گفتند کشوری که نه به لحاظ برنامه و هدف اقتصادی تحرکی دارد و نه آنکه با آن دشواری‌ها می‌توان خط مشی صحیحی برای اقتصاد خود تنظیم کند، مسلماً نخواهد توانست تا ۲۰ سال آینده نیز شکل و فرمی به اقتصاد خود بدهد. این پیش‌بینی کسانی بوده به عظمت رهبری این مملکت واقف نبودند. امروز بعد از گذشت ۱۳ سال، معجزه این رهبری دنیایی را به تحسین واداشته است. معجزه‌ای که ایران را نه تنها از لحاظ سیاسی به جزیره صلح و ثبات این اقیانوس متلاطم جهان مبدل ساخته بلکه از لحاظ اقتصادی نیز کشور ما را به قله رفیع اعتلاء و رشد رسانده است.

سپاه بهداشت، سپاهی بزرگ و مجهز در راه سازندگی و بهبود زندگی روستاییان کشور

انقلاب شاه و ملت که همه طبقات جامعه ایرانی را شامل شد و سبب گردید که طبقات کم درآمد به ویژه کارگران و روستاییان از قید اسارت کارفرمایان و اربابان رهایی یابند، یک انقلاب سازنده و پر تحرک بود. در انقلاب ایران توجه به روستا و روستاییان سرلوحه قرار گرفت چرا که نخستین اصل از اصول انقلاب ایران، الغاء رژیم ارباب رعیتی، اصلاحات ارضی و صاحب آب و ملک شدن روستاییان بود. در حقیقت روستانشینان از بذل عنایت مخصوص شاهنشاه آریامهر که پرچم دار راستین انقلاب هستند، بیش از پیش برخوردار گردیدند.

پیش از انقلاب- تا پیش از انقلاب شاه و ملت و شرفصدور یافتن فرمان تشکیل سپاه بهداشت، درمان و بهداشت در روستاها وضع نابسامان و اسف‌انگیزی داشت. تلاش‌های فراوان وزارت بهداری نمی‌توانست در سطحی وسیع به این نابسامانی‌ها خاتمه دهد، زیرا پزشکان بنا به علل زیر از خدمت در روستا گریزان بودند. نبودن محل زیست برای پزشک، نبودن امکانات اجتماعی و تسهیلات لازم در روستا، عدم دسترسی به غذای کافی در محیط محدود روستا.

سپاه بهداشت

علاقه پزشک به خدمت در شهر به سبب وجود امکانات بیشتر و بهتر، عدم شناخت روستا و در نتیجه ترس از زندگی در محیط روستا، نبودن جاده و وسایل ارتباطی بین شهر و روستا، نبودن امکانات آموزش و پروش در روستا. بدینسان، تغییری انقلابی لازم بود تا دروازه‌های روستاها به روی پزشکان گشوده شود. این مهم را انقلاب شاه و ملت به عهده گرفت.

صدور فرمان- نخستین اصل پس از اصول ششگانه که در ۶ بهمن ۱۳۴۱ از سوی شاه و ملت زیربنای انقلاب ایران را بنیان نهاد، تشکیل سپاه بهداشت بود. در حقیقت فرمان تشکیل سپاه بهداشت به عنوان اصل هفتم انقلاب شاه و ملت به همه نارسایی‌ها خاتمه داد و تنگناها را از میان برد. در اول بهمن ۱۳۴۲ فرمان تشکیل سپاه بهداشت به عنوان اصل هفتم انقلاب از جانب شاهنشاه آریامهر شرفصدور یافت و این است آن فرمان: به منظور تعمیم آسایش جسمی و مداوای مرضی و بهداشت عمومی مقرر می‌داریم از پزشکان فارغ‌التحصیل و لیسانسیه‌ها و دیپلمه‌ها سپاه بهداشت تشکیل شود که بطور گروه‌های سیار در دهات و نقاط بی‌بهره از امکانات به خدمت مشغول باشند. باشد که این قدم آن‌ها مثل سپاه دانش در تکمیل سازندگی اجتماعی امروز ایران قرین موفقیت باشد. اول بهمن ماه یکهزار و سیصد و چهل و دو. به دنبال این فرمان قانون سپاه بهداشت و آیین نامه اجرایی آن تدوین و تصویب شد. هدف از تشکیل سپاه بهداشت عبارت بود از: بالا بردن سطح بهداشت عمومی روستاها، افزایش آگاهی و اطلاعات بهداشتی روستاییان، بالا بردن کارآیی نیروی انسانی عظمی روستاییان از طریق توسعه سلامت در روستاها. برای نیل به هدف خدمات زیر سرلوحه فعالیت سپاهیان بهداشت قرار گرفت: – درمان بیماران- پیشگیری از بیماری‌ها- بهسازی محیط روستا- تأمین خدمات مربوط به بهداشت مادر و کودک- آموزش روش‌های عملی برای بهبود وضع تغذیه- هدایت مردم به فراگیری طرق سالم‌تر زیستن- تنظیم خانواده.

سازمان سپاه بهداشت

به منظور تحقق بخشیدن به این هدف‌ها، سازمانی به نام «سازمان سپاه بهداشت» به وجود آمد. تشکیلات سازمان سپاه بهداشت در آغاز مختصر بود، اما تلاش و جنبش و تکاپوی بسیار همه عواملی که در این سازمان جوان گرد آمده بود هدفی روشن و مشخص داشت و آن تغذیه و تدارک عواملی بود که مستقیماً به خدمت در روستا می‌پرداخت و به درمان روستانشینان مشغول بود. در لایحه قانونی تشکیل سپاه بهداشت تصریح شده بود که سپاهیان بهداشت باید یک گروه پزشکی شامل فارغ‌التحصیلان رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، علوم آزمایشگاهی و نظایر آن، دیگر گروه کمک پزشکی شامل دیپلمه‌های دبیرستانی و فوق دیپلم‌های حرفه‌ای وابسته به امور پزشکی و بهداشتی. این افراد پس از طی دوره آموزش نظامی و بهداشتی در پادگان و گذراندن آزمایش‌های لازم به روستاها اعزام می‌شوند. برای هر یک از گروه‌های فوق ۳۰۸ ساعت آموزش بهداشتی در نظر گرفته شد. کلیه مشمولان (اعم از لیسانسیه و بالاتر یا دیپلم و فوق دیپلم) پیش از اعزام به مناطق خدمت ۲۴ هفته آموزش نظامی و بهداشتی را می‌گذرانند. ۸ هفته اول این آموزش‌ها منحصراً تعلیمات نظامی را در بر می‌گیرد و در ۱۶ هفته آخر آموزش‌های نظامی و بهداشتی به موازات هم پیش می‌روند. دسته دیگری از مشمولین لیسانسیه به بالا آموزش نظامی را حین تحصیل دانشگاهی می‌گذرانند. از این روی این افراد تنها برای آشنایی با مسائل بهداشتی به پادگان اعزام می‌شوند و به عنوان گروه پزشکی حین تحصیل فقط به مدت ۸ هفته در کلاس آموزش بهداشتی شرکت می‌نمایند. ساعات تدریس و مواد آموزشی هر دو دسته یکسان است. به منظور بالا بردن سطح کارآیی سپاهیان بهداشت و پیشبرد برنامه‌ای بهداشتی و عمرانی از میان فوق دیپلمه و دیپلمه‌های سپاهی بهداشت که به عنوان گروه کمک پزشکی به آنان آموزش بهداشتی داده می‌شود، عده‌ای جهت کلاس‌های اختصاصی انتخاب می‌شوند. کلاس‌های اختصاصی عبارت از کلاس آمار، امور اداری و مهندسی بهداشت است. سپاهیانی که در هر یک از این رشته‌ها اطلاعاتی دارند، یا مدرک تحصیلی آنان به یکی از این رشته مربوط می‌شود پس از طی حدود ۸ هفته آموزش نظامی و بهداشتی از طریق مصاحبه جهت شرکت افراد گروه طبق برنامه هفتگی به این مراکز فرعی عزیمت کرده و بیماران آن نواحی را تحت پوشش درمان قرار می‌دهند. برنامه سیاری هفتگی این گروه‌ها به شکل یکنواخت تنظیم شده است. روستاییان نیز به این برنامه آشنایی و عادت پیدا کرده‌اند. گروه سپاه بهداشت مرکب از یک پزشک به عنوان سرپرست گروه، دو یا سه نفر دیپلمه به عنوان کمک پزشک و یک نفر راننده است. در محل استقرار گروه که مرکز اصلی نامیده می‌شود، تجهیزات کامل کلینیکی، اداری، زیستی و به ویژه داروهای مورد نیاز وجود دارد. سیاری با وسیله نقلیه‌ای که گروه در اختیار دارد صورت می‌گیرد. وظایف اعضای گروه علاوه بر درمان بیماران و در اختیار گذاشتن داروی رایگان، رسیدگی به امور بهداشتی روستاهای منطقه، جلب خودیاری اهالی در ایجاد تأسیسات بهداشتی و عمرانی، توجه به بهداشت مادر و کودک، بازدید از اماکن عمومی و خانه‌های روستایی، توجه به بهداشت مدارس و پی‌گیری برنامه‌های جمعیت و تنظیم خانواده است.

سازمان اداری

برای تجهیز و تدارک گروه‌های سپاه بهداشت که در روستاها به خدمت مشغولند و همچنین هدایت و برنامه‌ریزی، سازمان خاصی در مرکز بنیان نهاده شد. این سازمان به هماهنگ کردن فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی دائم و آموزش سپاهیان و تهیه و تدارک لوازم مورد نیاز گروه‌های سپاه بهداشت پرداخت. علاوه بر آن ۳۰ پایگاه در مراکز استان‌ها و فرمانداری‌های کل و چند شهرستان دیگر تأسیس شد تا بر عملیات گروه‌ها نظارت داشته و آن‌ها را ارشاد و راهنمایی نماید. در سال ۱۳۵۳ نیاز به یکپارچگی خدمات درمانی بهداشتی در روستاها بیش از پیش احساس شد. با توجه به خدمات ارزنده‌ای که سپاه بهداشت در روستاها انجام داده و به نتایج رضایت‌بخشی دست یافته بود، به منظور بهتر شدن کیفیت عرضه خدمات درمانی بهداشتی و جلوگیری از دوباره کاری و اجتناب از بی‌عدالتی در توزیع نیروی انسانی پزشکی و صرف هزینه‌های پراکنده، تصمیم گرفته شد تا مراکز درمانی بیمه‌های اجتماعی روستاییان که اداره آن‌ها پس از تشکیل وزارت رفاه اجتماعی از وزارت تعاون و امور روستاها منتزع و به وزارتخانه جدیدالتأسیس مذکور محل گردیده بود اداره آن‌ها به وزارت بهداری محول شود و مراکز بهداشتی درمانی روستایی وزارت بهداری با سپاه بهداشت تلفیق گردد تا با رعایت کامل سیاست دولت دائر بر عدم تمرکز امور و داشتن اختیار تفویض شده به مدیران کل بهداری استان‌ها، موجب ارائه بهتر و صحیح‌تر خدمات درمانی بهداشتی فراهم گردد. همزمان با این تغییرات، تشکیلات سازمان نیز تغییر یافت. «سازمان سپاه بهداشت و مراکز بهداشت روستایی» در شکل و شیوه‌ای جدید به فعالیت ادامه داد. محل استقرار عوامل خدمات درمانی بهداشتی در روستاها نیز به جای گروه به «مرکز درمانی بهداشتی روستایی» تغییر نام یافت.

تأمین پزشک

طبیعی است که ازدیاد مراکز درمانی بهداشتی روستایی مسئولیتی سنگین‌تر و وظیفه‌ای خطیرتر بر عهده این سازمان قرار داده. نیاز به پزشکان بیشتر برای خدمت در مراکز بهداشتی درمانی روستایی بیش از هر وقت احساس می‌شد ولی تعداد پزشکان سپاهی بدان اندازه نبود که جوابگوی این نیاز باشد. برنامه‌های عمومی دولت در زمینه استفاده از پزشکان خارجی به عنوان یک راه حل فوری اولین قدم در راه رفع این مشکل بود. بدین نحو که پزشکانی از کشورهای پاکستان، هندوستان و فیلی پین به استخدام وزارت بهداری درآمدند تا بر اساس مقررات و نظام ویژه در روستاها خدمت کنند. با استفاده از این امکانات بتدریج تعداد مراکز بهداشتی درمانی روستایی افزایش یافت طبق آخرین آماری که در دست است ۱۲۳۳ مرکز بهداشتی درمانی روستایی در اختیار سازمان سپاه بهداشت و مراکز بهداشت روستایی قرار دارد که تعداد ۱۰۳۹ پزشک در آن مشغول خدمت‌اند. این تعداد تا پایان آذر ماه به ۱۲۸۰ پزشک بالغ خواهند شد. از هنگام تلفیق مراکز بهداشتی و درمانی روستایی و بیمه‌های اجتماعی روستاییان با واحدهای سپاه بهداشت سازمان سپاه بهداشت به یکنواخت کردن تأسیسات فیزیکی، تجهیزات فنی و دارویی وسایل زیست در کلیه مراکز بهداشتی درمانی بشکه درمان و بهداشت روستاها پرداخت تا بتواند با همسانی هر چه بیشتر، امکانات ارائه خدمت در مراکز بهداشتی و درمانی روستایی را برای پزشکان مختلفی که در آن‌ها به کار مشغولند گسترش دهد.

آزمایشگاه روستایی

یکی از اقدامات مفید و مؤثری که وزارت بهداری به خاطر مثمر ثمر بودن فعالیت سپاه بهداشت انجام داده است، ایجاد چهارصد آزمایشگاه در سطح روستا است. این آزمایشگاه‌ها ضمن کمک جدی و مؤثر به برنامه‌های بیماریابی که در اجرای فرمان بهداشت رایگان گسترش قابل ملاحظه‌ای یافته است، پاره‌ای از آزمایشگاه‌های لازم برای رسیدن به تشخیص‌های درست پزشکی در روستاها انجام می‌دهند و پاسخ سریع آن‌ها در درمان بیماران بسیار مفید خواهد بود. این آزمایشگاه‌ها تا پایان سال ۱۳۵۴ به ۸۰۰ واحد افزایش می‌یابد. آزمایشگاه‌های روستایی را تکنسین‌های سپاه بهداشت که فوق دیپلم علوم آزمایشگاهی هستند و یا کمک تکنسین‌های آزمایشگاهی که در استخدام وزارت بهداری هستند اداره می‌نمایند. در مراکز بهداشتی درمانی سپاه بهداشت، گاه بیمارانی مراجعه می‌کنند که احتیاج به بستری شدن در بیمارستان‌های مجهز را دارند. این بیماران طبق پزشکان مراکز بهداشتی درمانی روستایی با وسیله نقلیه‌ای که سپاه بهداشت در اختیار آن قرار داده است به نزدیک‌ترین بیمارستان شهری منتقل می‌شوند و به رایگان مورد معالجه قرار می‌گیرند. وظایفی که مراکز بهداشتی درمانی روستایی به عهده دارد علاوه بر درمان بیماران، توجه و رسیدگی به امر بهداشت روستاها است. از این رو، افراد گروه سپاه بهداشت طی تماس‌هایی که با مردم روستاها دارند و با آشنایی که از محیط روستا کسب می‌کنند، به جلب خودیاری مردم جهت ایجاد تأسیسات بهداشتی از قبیل حمام، دوش، لوله‌کشی آب آشامیدنی، بهداشتی کردن منابع آب از قبیل چاه، چشمه و قنات می‌پردازند. در سال‌های نخستین فعالیت سپاه بهداشت، این اقدامات عمرانی و بهداشتی در سطحی گسترده و وسیع با سرعتی قابل ملاحظه انجام می‌گرفت اما بعد از چندی قانوناً این امکانات در اختیار وزارتخانه دیگر قرار گرفت و از آن پس سپاه بهداشت عملاً بدین کار مبادرت نمی‌ورزید و تنها به تشویق و ترغیب مردم پرداخت و این روش هنوز ادامه دارد. دارو- از آن جهت که دارو نقش اساسی در درمان ایفا می‌نماید، سازمان سپاه بهداشت از آغاز در پی آن بوده است که بهترین استاندارد دارویی را در اختیار گروه‌های پزشکی سپاه بهداشت قرار دهد. به همین منظور علاوه بر کمک گرفتن از پیشنهادهای پزشکان سپاهی که عملاً در روستاها با امر درمان سر و کار دارند از آگاهی متخصصین نیز بهره‌برداری نموده و کوشیده است بهترین نوع داور را برای درمان روستاییان تهیه نماید. هم اکنون داروهایی که در اختیار مراکز بهداشتی درمانی روستایی قرار دارد از نظر ارقام و اقلام در حد خود کامل‌ترین است. این رویه از ابتدای کار سپاه بهداشت تا امروز دنبال شده و هرگاه که لازم بوده در نوع و مقدار داروها تجدید نظر شده است.

بهداشت رایگان

صدور فرمان بهداشت رایگان وظیفه دیگری بر عهده سپاه بهداشت قرار داد. هر چند پیش از آن سپاهیان بهداشت به واکسیناسیون مردم روستاها می‌پرداختند، اما صدور این فرمان موجب شد که این امر با جدیت بیشتر و در اختیار گرفتن عوامل و امکانات بیشتر دنبال گردد و در نتیجه همکاری بیشتری بین افراد گروه سپاه بهداشت با مأمورین اعزامی از طرف وزارت بهداری به وجود آید و در روستاهای محل استقرار سپاهیان از آن گذشته توزیع و تکمیل شناسنامه‌های بهداشتی که قدمی مفید و مؤثر در شناخت کامل مسیر بیماری‌ها، نوع ابتلائات مردم روستا است توسط عوامل خدمت کننده در مراکز بهداشتی درمانی روستایی دنبال می‌شود. در هفت ماه اول سال ۱۳۵۴ تعداد ۶۵۹۴۲۶ شناسنامه بهداشتی و کارت پیگیری تکمیل و توزیع شده است.

آمار و ارزشیابی

در پایان هر ماه، کلیه فعالیت‌ها و اقدامات مراکز بهداشتی درمانی روستایی در برگ‌های مخصوصی به مراکز گزارش می‌شود. این گزارش ماهانه در سازمان سپاه بهداشت مورد بررسی قرار می‌گیرد و ضمن برطرف نمودن احتیاجات این مراکز خلاصه‌ای از اقدامات و فعالیت‌های آنان استخراج می‌شود و در موارد لزوم مورد استفاده قرار می‌گیرد. بر اساس همین گزارش‌ها بود که اندیشه ارزشیابی از خدمات سپاهیان قوت گرفت. در سال ۱۳۴۹ خدمت شش ساله سپاهیان بهداشت ارزشیابی شد. این بررسی و ارزشیابی از طریق مقایسه انجام شد، بدین ترتیب که از میان روستاهای محل خدمت سپاهیان بهداشت چند روستا از طریق قرعه‌کشی انتخاب شد و با روستاهایی که از لحاظ جمعیت، آب و هوا و محصول منطقه‌ای نظیر روستاهای محل خدمت سپاهیان بود مورد مقایسه قرار گرفت. تنها تفاوت موجود بین روستاهای مورد بررسی این بود که در یکی سپاهیان بهداشت خدمات درمانی بهداشتی انجام می‌دادند و دسته دیگر به عنوان شاهد از این خدمات محروم بود. نتیجه حاصله از این بررسی جالب و شگفت‌انگیز بود که بطور خلاصه به آن اشاره می‌شود: میزان مرگ میر اطفال تقریبا نصف شده و به ۷۵ درصد در هزار رسیده بود. در روستاهای محل استقرار گروه سپاه بهداشت به خاطر توسعه بهداشتی و درمانی، میزان مرگ و میر به نسبت ۹۵/۲۳ درصد کاهش یافته و به ۸۵/۱۳ در هزار رسیده بود.

سپاهیان ممتاز- در اجرای فرمان شاهنشاه آریامهر، از سپاهیان هر دوره، در پایان خدمت عده‌ای به عنوان «ممتاز» انتخاب و اعلام می‌گردند. سپاهیان ممتاز می‌توانند بدون گذراندن امتحان ورودی دانشگاه‌ها به تحصیلات عالی بپردازند یا بدون بدون امتحان ورودی به استخدام دولت در آیند. بدیهی است امتیاز اول بیشتر مورد استقبال دیپلمه‌ها قرار می‌گیرد و به عکس برای سپاهیان ممتاز لیسانسیه و بالاتر چندان تمایلی به استفاده ازامتیاز ورود به خدمت دولت نشان نمی‌دهند عملاً برنامه انتخاب سپاهیان ممتاز بیشتر مورد استقبال و توجه سپاهیان دیپلمه می‌باشد. از میان سپاهیان بهداشت که تاکنون ۱۹۰ نفر سپاهی ممتاز دیپلمه و ۱۰ نفر سپاهی ممتاز لیسانسیه و بالاتر انتخاب و اعلام گردیده است.

طبق اصول دوم از اصول انقلاب، معادن طلای سبز ایران ملی شد

یکی از بزرگ‌ترین منابع و ثروت‌های ملی در کشورها جنگل است. این ثروت ملی پیش از انقلاب سفید در ایران متعلق به ملت نبوده و در اختیار معدودی افراد ثروتمند قرار داشت. در حالیکه جنگل یک ثروت ملی است و باید در جهت منافع همه مردم و مصالح جامعه مورد بهره‌برداری قرار گیرد. با الغاء مالکیت‌های خصوصی و تثبیت مالکیت ملی بر اراضی و زمین‌های جنگی قسمتی از اراضی جنگل که غیر مولد است با شرایطی سهل و آسان در اختیار شرکت‌های دامپروری قرار گرفت تا در آن زمین‌ها مراتع مصنوعی احداث شود و علوفه مرغوب تهیه گردد. در مناطق مولد جنگل طرح‌های بزرگ جنگل‌داری بر اساس روش‌های نوین علمی به مرحله اجرا درآمد. ملی شدن جنگل‌ها در پیشرفت و توسعه و ترقی و تعالی وضع اقتصادی و بازرگانی کشور ما تأثیر بسزایی داشته است زیرا احتیاجات داخلی کشور از لحاظ فرآورده‌های جنگلی به صورت اطمینان بخشی تأمین می‌گردید. از نظر صادرات چوب نیز چون خریداران و مشتریان خارجی به یک سازمان دولتی بیش از افراد متفرقه و معمولی اطمینان و اعتماد دارند، طبعاً صادرات چوب رونق خواهد یافت. از طرف دیگر امکانات بیشتری برای جلب سرمایه‌های خارجی به منظور توسعه صنایع چوب فراهم شده است. از همه مهم‌تر آنکه جنگل‌ها آباد شده و از تخریب آن‌ها جلوگیری به عمل آمده است و نیز از طریق واگذاری اراضی جنگلی به زارعین و کشاورزان به عمران و آبادی جنگل و بهبود وضع زندگی دهقانان کمک شده است.

تخریب جنگل‌ها

شاهنشاه در مورد از بین رفتن و تخریب جنگل‌ها می‌فرمایند: شک نیست که قسمت مهمی از جنگل‌های ایران بر اثر تاخت و تازهای مختلف بخصوص هجوم مغول از میان رفت، زیرا طبعاً با ویران شدن شهرها و روستاها و قتل عام ساکنان آن‌ها، نواحی آباد و سرسبز نیز تدریجاً دچار ویرانی و خشکیدن شد. ولی گذشته از این عامل، علت اصل نابودی و ویرانی جنگل‌ها را می‌باید وضع نابسامانی دانست که نتیجه سوء استفاده مالکان جنگل‌ها یا به عبارت صحیح‌تر مدعیان چنین مالکیتی بوده است، زیرا این مالکان که غالباً بر اثر رواج اصول ملوک‌الطوایفی و خان خانی، یا بر اثر ضعف و فساد حکومتی یا تبانی با حکام و مأموران، مناطق جنگلی وسیعی را تحت مالکیت خود درمی‌آوردند، بدون کمترین علاقه‌ای به حفظ این جنگل‌ها یا رعایت کمترین اصول فنی و علمی، درختان را برای تأمین سوخت یا تهیه ذغال می‌سوزاندند و چون جای این درختان چیزی کاشته نمی‌شد پس از مدت کوتاهی ریگ و شن جای آن‌ها را می‌گرفت و غالباً از این راه حتی آبادی‌های بزرگ از میان می‌رفت، زیرا دیگر جنگلی بر سر راه آن‌ها نبود که مانع حرکت ریگ‌ها شود. از طرف دیگر بر اثر قطع منظم این درختان رطوبت هوا بسیار کم می‌شد و در نتیجه دیگر منطقه خشک و کویر مرکزی نمی‌توانست درختان تازه‌ای را در خود پرورش دهد در حالیکه بسیاری از درختانی که سابقاً در این مناطق می‌روییدند از پسته‌های کوهی معروف ایران بودند که بازارهای فروش خوبی برای آن‌ها وجود داشت. اکنون نیز در مناطق کویر گاه بگاه تک درخت‌هایی از چوبی که بدان تاق یا گز می‌گویند دیده می‌شود که بقایای همان جنگل‌های قدیمی هستند.

آمار جالب

طبق این آمار، مقدار ذغالی که در ده ساله ۱۲۸۲ تا ۱۲۹۱ رسماً از ایران صادر شده، در حدود ۳۳٬۰۰۰ تن بوده و می‌توان تخمین زد که با عدم امنیت آن زمان و نبودن مرزبانی مجهز، بیش از این مقدار بطور قاچاق به خارج رفته باشد. از طرف دیگر میزان مصرف داخلی طبعاً کمتر از میزان صادرات نبوده است. با این احتساب می‌توان حداقل ذغال تهیه شده در کشور را در این مدت یکصد و سی هزار تن دانست که باید مقدار درختی را که برای مصارف نجاری و سوخت غیر ذغالی قطع شده نیز به درختانی که برای تهیه این مقدار ذغال بریده شده‌اند افزود. بدیهی است تهیه این ذغال‌ها با منتهای بی‌مبالاتی و با وحشیانه‌ترین طرز استفاده از درختان جنگلی، یعنی با قطع کامل درختان تنها راه استفاده از سرشاخه‌های آن‌ها صورت گرفته است، بخصوص که متأسفانه قسمت مهمی از این انهدام درختان نتیجه شیوع فوق‌العاده تریاک و قلیان بوده که احتیاج به ذغال چوب داشته و چنین ذغالی فقط از قسمت کوچکی از درخت به دست می‌آمده است. بدیهی است در آن دوران آشفته و باصطلاح بی حساب کتاب، بجای هیچکدام از این درختان که قطع می‌شد درخت تازه‌ای نشانده نمی‌شد. در واقع، آن کاری که می‌شد استفاده مشروع و منطقی از جنگل نبود، بلکه یک نوع غارتگری بیرحمانه و وحشیانه بود.

تأسیس اداره جنگلبانی

در سال ۱۲۹۹ وزارت فلاحت وقت سازمان کوچکی بجود آورد که وظیفه آن تهیه نقشه و تفکیک جنگل‌های خالصه از جنگل‌های خصوص و تشخیص حدود جنگل‌های دست نخورده بود. عده کارمندان این سازمان در منطقه شمال، یعنی منطقه جنگلی اصلی کشور فقط چهار نفر بود که ریاست آن را یک نفر اتریشی که بعداً تبعه ایران شد به عهده داشت. از اوایل سال ۱۳۰۳ عده‌ای از طرف سازمان به نام قراول برای جنگل‌های شمال بکار گماشته شدند. این اداره تا سال ۱۳۱۰ مشغول کار بود و در این سال فارغ‌التحصیلان کلاس تربیت جنگلبانی که به تازگی تأسیس شده بود، به سمت پاسبان جنگل به انجام وظیفه پرداختند. در سال ۱۳۱۹ در تهران اداره‌ای به نام اداره جنگلبانی تأسیس شد که ریاست آن را مهندس کریم ساعی که بر اثر یک حادثه هواپیمایی کشته شد و اکنون یکی از جنگل‌های مصنوعی تهران به نام او خوانده می‌شود، بر عهده داشت. در سال ۱۳۲۱ این اداره تبدیل به اداره کل جنگل‌ها شد و در اختیار وزارت کشاورزی که بتازگی ایجاد شده بود قرار گرفت و وظیفه نظارت بر امر قطع و حمل و صدور چوب و تهیه هیزم و ذغال و کشت درختان تازه جنگلی و پیوند آن‌ها و نیز تعقیب متخلفین و مسئولین آتش‌سوزی و بازرسی حمل چوب بدان محل گردید. در سال ۱۳۲۱ اولین قانون جنگل به تصویب مجلس رسید و در همان سال نخستین کلاس کمک مهندسی برای امور جنگل و اولین آموزشگاه جنگلبانی تأسیس شد که فارغ‌التحصیلان آن به مناطق شمالی کشور اعزام گردیدند. در سال ۱۳۳۰ شورایی به نام شورای عالی جنگل مرکب از مهندسین و کارشناسان امور جنگلبانی ایجاد شد و در سال ۱۳۳۷ برای اولین بار طرح‌های جنگلداری برای اجرای روش‌های صحیح بهره‌برداری از جنگل‌های شمال تنظیم گردید. ولی با تمام اقداماتی که صورت می‌گرفت، اشکال اصلی به حال خود باقی بود و آن وجود مالکیت‌های خصوصی بر جنگل‌ها بود که مانع جلوگیری از انهدام منظم این جنگل‌ها می‌شد، زیرا این مالکین به منظور استفاده بیشتر و بی دردسرتر به جای اینکه طبق اصول و محاسبات علمی دست به قطع درختان بزنند، هر قسمت‌هایی از جنگل را که نزدیک‌تر به جاده بود می‌سوزاندند یا درخت‌های آن را می‌انداختند و سپس آن را به حال خود رها می‌کردند و به سراغ نواحی بعد از آن می‌رفتند. سازمان جنگلبانی نیز به فرض هم که تمام سعی خود را بکار می‌برد، چاره‌ای نداشت جز آنکه فقط به دریافت عوارض قانونی و انجام عملیات نشانه گذاری در جنگل‌های اکتفا کند، زیرا در هر نقطه‌ای که برنامه قرق جنگل یا جنگلکاری طرح‌ریزی می‌شد، این سازمان با مخالفت‌ها یا کارشکنی‌های مدعیان مالکیت و نفوذ اشخاص سرشناس محل روبرو می‌شد.

برای نجات معادن طلای سبز

شاهنشاه در مورد ملی کردن جنگل‌ها و اجرای تصمیم ملوکانه می‌نویسند: بدین جهت بود که در سال ۱۳۴۱ همزمان با تنظیم و اجرای طرح‌های اساسی اصلاحات ارضی، تصمیم گرفتم یکبار برای همیشه بدین وضع ناهنجار که حاصل آن نابودی تدریجی معادن طلای سبز ایران بود خاتمه دهم، زیرا این وضعی بود که بر اساسی بکلی غیرعادلانه و نامشروع بوجود آمده. انقلاب اجتماعی ما بر این اصل متکی بود که هر کس فقط در مقابل کاری که می‌کند از تلاش و کوشش خویش بهره ببرد ولی در ایجاد جنگل هیچکس زحمتی نکشیده است تا حق چنین بهره‌برداری را داشته باشد.

قانون ملی کردن جنگل‌ها- در اجرای فرمان شاهنشاه آریامهر قانون ملی کردن جنگل‌ها روز بیست و هفتم دی ماه ۱۳۴۱ به تصویب هیأت وزیران رسید. بر طبق قانون ملی شدن جنگل‌ها عرصه و اعیانی کله جنگل‌ها مراتع و بیشه‌های طبیعی اراضی جنگلی کشور جزء اموال عمومی محسوب و متعلق به دولت است و سازمان جنگلبانی ایران مسئولیت حفظ و احیاء و توسعه منابع فوق و بهره‌برداری از آن‌ها را به عهده دارد.

سطح جنگل‌های ایران- طبق آمار دقیق سطح جنگل‌های ایران بالغ بر هیجده میلیون و دویست هزار هکتار است که سه میلیون و چهارصد هزار هکتار آن در دامنه‌ها و ارتفاعات جبال البرز مشرف به دریای مازندران قرار گرفته و بقیه به ترتیب در دامنه‌های سلسله جبال زاگروس و دامنه‌های جنوبی البرز و استپ‌های کرمان و بلوچستان و سیستان و خراسان واقع شده است. مراتع ایران نیز بطوریکه تخمین زده می‌شود قریب چهل میلیون هکتار می‌باشد که هشت میلیون هکتار آن از نوع مراتع خوب یا متوسط بشمار می‌رود.

اقدامات لازم- برای اجرای قانون ملی کردن جنگل‌ها اقداماتی انجام شده که قسمت‌های مهم آن ذیلاً شرح داده می‌شود. به منظور حفظ و حمایت و حراست جنگل‌ها در سال ۱۳۴۲ گارد جنگل تشکیل شد. قسمت اعظم گارد جنگل از ۲۰۱۷ نفر سرباز و افسر تشکیل شده در جنگل‌های شمال استقرار یافته‌اند و از قطع بی‌رویه جنگل جلوگیری می‌کنند. گارد جنگل با وسایل موتوری و لوازم کامل مجهز هستند.

تأسیس کارخانه‌ها- احداث اولین کارخانه صنایع مجتمع چوب که هشتاد هزار هکتار در جنگل‌های شمال استقرار یافته‌اند از گام‌های اساسی است که در راه بهره‌برداری صحیح از منابع جنگل برداشته شده است. فرآورده‌ای این کارخانجات شامل مبل، پارکت، فیبر، نئوپان، در و پنجره روکشی و نظایر آن می‌باشد.

جنگل کاری

به منظور ایجاد پارک و تفرجگاه‌های عمومی، بویژه برای شهرهای صنعتی و پر جمعیت کشور و همچنین تأمین چوب مورد نیاز برای استفاده کارخانجات صنایع کاغذ سازی و سلولوزی که در ایران تأسیس شد نه هزار هکتار جنگل کاری داشته است که حدود چهار هزار هکتار آن در اطراف شهر تهران قرار دارد. بیش از ۶۰ میلیون اصله‌های تولید شده که موجبات توسعه امر جنگل کاری را در کشور فراهم می‌سازد مورد استفاده قرار گرفته است. جنگل‌کاری در نواحی خشک به منظور تثبیت شن‌های روان با استفاده از گوته‌های مقاوم به خشکی در وسعت ۳۰ هزار هکتار انجام یافته است و با اقداماتی که به عمل آمده است این برنامه بزودی به شصت هزار هکتار افزایش خواهد یافت.

تأسیس مؤسسه تحقیقات- به منظور تحقیق و بررسی بهترین انواع گوته‌های جنگل و بهبود روش‌های جنگلداری و جنگل‌کاری مؤسسه‌های تحقیقات منابع طبیعی تأسیس یافت که در زمینه امور جنگلی موفقیت‌های بیشتری حاصل شود. در زمینه تأمین کادر فنی مورد نیاز نیز اقدامات اساسی صورت گرفت و ضمن تربیت افراد لازم برای کادر جنگل و همچنین تربیت کادر متخصص عده‌ای دانشجو برای دوره‌های عالی و تخصصی امور جنگل به خارج از کشور اعزام شدند.

تقسیم اراضی جنگل- به منظور اجرای طرح‌های کشاورزی و بهره‌برداری از اراضی حاصلخیز و مساعد جنگل‌های شمال، اراضی جنگلی جنگل‌های مزبور نقشه برداری و تفکیک شده است و به متقاضیانی که به منظور اجرای طرح‌های کشاورزی و دامداری مراجعه می‌کنند، بر اساس شرایط لازم در اختیارشان قرار خواهد گرفت. بدین ترتیب در زمینه ملی کردن جنگل‌ها اقدامات اساسی صورت گرفته است و موفقیت‌هایی حاصل شده که با اجرای طرح‌های جدید توفیق بیشتری حاصل خواهد شد.

برای آبادانی روستاها، سپاهی از افراد تحصیلکرده و جوانان آگاه تربیت یافت. بدین روی سپاه آبادانی و ترویج تشکیل شد

الغای رژیم ارباب و رعیتی و اجرای اصلاحات ارضی وضع دهقانان و کشاورزان ایران را از صورت گذشته بیرون آورد و وضع کشاورزی را بر پایه‌های اساسی متکی بر اصول عدالت اجتماعی و حقوق انسانی استوار ساخت. ولی کار اصلاحات ارضی با این تغییر و تحول یعنی الغاء رژیم ارباب و رعیتی و کوتاه کردن دست مالک از روستا به پایان نمی‌رسید و کار واقعی با این تحول آغاز می‌شد. می‌بایست از آن پس سطح تولید بالا رود و وضع زندگی دهقان بهبود یابد. رسیدن به این هدف مستلزم ایجاد تحولی اساسی در وضع کشاورزی ایران بود. با الغاء رژیم ارباب و رعیتی سیستم کشاورزی از صورت گشته خارج نمی‌شود و می‌بایست فکری اندیشید که روش مکانیزه و استفاده از ماشین در کار زراعت روستاهای ایران معمول شود و به ازدیاد محصول کمک شایان نماید.

روستاهای کهنه که صدها سال در قید اسارت ملاک بود می‌بایست نوسازی شده و دهات با شهرها ارتباط پیدا کند. این روستاها احتیاج به کارخانه‌های برق، آموزشگاه، درمانگاه و راه‌های مختلف داشت که همه می‌باید با کوشش و تلاشی خستگی‌ناپذیر تأمین شود و روستایی را از زندگی اسف بار گذشته رهایی بخشید. می‌بایست صنایع روستاها سر و صورتی پیدا کند و اطلاعات فنی کشاورزان زیادتر شود تا بتواند در کار کشاورزی از ماشین‌ها و کود شیمیایی و آب و برق و غیره به صورتی صحیح استفاده نماید و محصولات خود را از آفات بیشمار محفوظ دارد. برای رسیدن به این هدف‌ها همانطور که شاهنشاه تشریح فرموده‌اند، سازمان‌های تعاونی کشاورزی یعنی تعاونی تولید، تعاونی‌های توزیع، تعاونی‌های مصرف اهمیت درجه اول دارند و بنابراین شرکت در این تعاونی‌ها و استفاده از آن‌ها نیز از مسائلی بود که می‌بایست کشاورزان ایرانی با آن آشنایی یابند. یعنی نه تنها لازم بود ایشان اطلاعات فنی و حرفه‌ای خود را تکمیل کنند و آن‌ها را با شرایط کشاورزی جدید تطبیق دهند، بلکه می‌بایست طرز فکر اجتماعی آنان نیز بر اساس مقتضیات دنیای مترقی تغییر یابد. چنین تحولی کاری بود عظیم که می‌بایست در مدت محدودی انجام پذیرد اما تأمین فعالیت‌های جاری سازمان‌های اداری برای تأمین این منظور کفایت نمی‌کرد و بنابراین، اتخاذ راه‌های انقلابی ضرورت داشت.

بر این اساس بود که تصمیم به تشکیل سپاهی به نام «سپاه ترویج و آبادانی» گرفته شد که افراد آن وظایفی را مشابه با وظایف نفرات دو سپاه دیگر در زمینه‌های مربوط به کار خویش انجام دهند، یعنی همراه خود عمران و آبادانی و اصول پیشرفته مترقی کشاورزی و طرز فکر نوین اجتماعی را به دهات ایران ببرند. کار ترویج و آبادانی می‌بایست نخست قراء و قصبات کشور را دربر گیرد و این وظیفه‌ای است که بر عهده سپاهیان ترویج و آبادانی نهاده شده است. وظایف این افراد به موجب قانون تشکیل سپاه ترویج و آبادانی که از بیست و هشتم دی ماه ۱۳۴۳ به مورد اجرا گذاشته شد و آیین نامه اجرایی این قانون که بنا بر پیشنهاد وزارت کشاورزی با موافقت وزارتخانه‌های جنگ و آبادانی و مسکن و کشاورزی و اقتصاد و با رعایت امکانات وزارت کشاورزی و وزارت جنگ تنظیم گردیده تعیین می‌شود. هر سپاهی ترویج و آبادانی موظف است طی دوره خدمت خویش در حوزه عمل خود اقدام به اجرای برنامه‌های آموزشی برای مردم دهکده در امور کشاورزی و دامپروری و بالا بردن منظم سطح اطلاعات زارعین و فرزندان آن‌ها کند. بدین منظور هر سپاهی باید وسیله ایجاد حداقل یک هزار متر مربع مزرعه آموزشی را با استفاده از بذری که وزارت کشاورزی دراختیار او گذاشته می‌شود توسط خود زارعین ده فراهم سازد و این مزرعه به عنوان نمونه برای تعلیم نحوه آماده کردن زمین و کشت بذر، برداشت محصول و معرفی بهترین انواع بذرها و طریقه مصرف کود شیمیایی و دفع آفات و نحوه صحیح آبیاری و وجین غیره استفاده کند. همچنین هر سپاهی می‌باید وسیله ایجاد یک باغ نمونه را با حداقل یک هزار متر مربع مساحت توسط خود زارعین فراهم کند و در آن کشاورزان و باغداران را با نحوه صحیح کاشت درختان میوه و تهیه خزانه و روش صحیح پیوند زدن آشنا سازد. هر سپاهی باید در محل مأموریت خود حداقل دویست رأس گاو و گوسفند را علیه بیماری‌های دامی شایع در محل با وسائلی که در اختیار او گذاشته می‌شود تلقیح کند. کاری که امروز سپاهیان ترویج و آبادانی انجام می‌دهند کار پرارزشی است ولی برنامه واقعی که در اجرای آن سهم مؤثری بدیشان محول شده است برنامه‌ای بسیار عظیم و سنگین است، زیرا مأموریت ایشان را فقط وقتی پایان یافته تلقی می‌توان کرد که در سراسر کشور روستاهای ما به صورت مراکزی همسنگ جدیدترین روستاهای جوامع مترقی درآمده و از کامل‌ترین ترقیات فنی از لحاظ راه و برق و آب و ساختمان‌های بهداشتی و مدارس و ورزشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و سینماها و سازمان‌های تعاونی و آموزشی و اجتماعی و بیمه‌های گوناگون و سایر چیزهایی را که لازمه زندگانی مترقی کنونی است برخوردار شده باشد و از زمینی که در اختیار دارند با استفاده از بهترین اصول فنی و علمی عصر حاضر به نحو اکمل استفاده برند.

نخستین دوره- برای نخستین بار سپاهیان ترویج و آبادانی به فرمان شاهنشاه از روز ۲۸ دی ماه ۱۳۴۳ مرکب از جوانان مطلع و تحصیلکرده در رشته‌های کشاورزی، مهندسی، راهسازی، برق، مکانیک و غیره به روستاها رفتند و بلافاصله در طریق هدایت دهقانان و کشاورزان و آشنا کردن آنان به استفاده از روش‌های جدید کشاورزی از راه بکار بردن کودهای شیمیایی، احداث مزارع نمونه، احداث باغ‌های نمونه، کاشتن نهال، مبارزه با آفات نباتی و نیز تشویق و راهنمایی روستاییان به مکانیزه کردن کشاورزی خدمات خود را آغاز کردند.

۳۷۰۰ داوطلب در سال- از بدو تشکیل سپاه ترویج و آبادانی مرکزی به نام مرکز آموزش ترویج کشاورزی در ۱۵ کیلومتری کرج و در مجاورت شاهراه تهران- کرج در منطقه شاهدشت تأسیس شده است. در این مرکز سپاهیان ترویج و آبادانی آموزش‌های فنی و نظامی می‌بینند و سپس به روستاها اعزام می‌شوند. در هر سال تعداد ۳۷۰۰ نفر داوطلب خدمت سپاه ترویج و آبادانی در دو نوبت، هر نوبت ۱۶۵۰ نفر دیپلمه و فوق دیپلم در رشته‌های تحصیلی کشاورزی و غیر کشاورزی و ۲۰۰ نفر لیسانسیه و بالاتر در رشته‌های تحصیلی کشاورزی و دامپزشکی، راه و ساختمان و معماری، اقتصاد و سایر رشته‌های مورد نیاز از بین تعداد زیادی داوطلب خدمت در سپاه ترویج و آبادانی انتخاب و قبل از اعزام به روستاها به منظور افزایش دانش کشاورزی اطلاعات فنی و اجتماعی مدت ۶ ماه آموزش فنی و نظامی را در مرکز آموزش و ترویج کشاورزی کرج فرا می‌گیرند. ضمناً کلیه برنامه‌ها بطور عملی در آزمایشگاه‌های مجهز و مزارع و باغات آن مرکز بوسیله مربیان و کارشناسان کارآزموده به سپاهیان آموزش داده می‌شود.