اوحدی مراغهای (منطق العشاق یا ده نامه)/نمییابم برت چندان مجالی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (منطق العشاق یا ده نامه) (نمییابم برت چندان مجالی) از اوحدی مراغهای |
' |
| نمییابم برت چندان مجالی | که در گوش تو گویم حسب حالی | |
| هوس دارم که هر روزت ببینم | و گر هر روز نتوان، هر به سالی | |
| منم هر ساعت از هجرت به دردی | منم هر لحظه از عشقت به حالی | |
| نه در کار بلای هجر دستی | نه در خورد هوای عشق بالی | |
| فضیحت گشتهای، بیخانمانی | به غارت بردهای، بیجاه و مالی | |
| سخن بسیار دارم، گر دلت را | ز پر گفتن نیفزاید ملالی |