اوحدی مراغهای (غزلیات)/. . .
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (. . .) از اوحدی مراغهای |
' |
| . . . | . . . | |
| بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست | دیدیم و بیغروب نبودند و بیافول | |
| یا یک زمان به جانب ما نیز میل کن | یا خود جواب ما بده ار گشتهای ملول | |
| ترسم رسول دین تو گیرد، بدین سبب | تقصیر میکنم ز فرستادن رسول | |
| تا شد به عشق روی تو مشهور نام من | اندر زمانه فارغم از شهرت و خمول | |
| گر عدل بینم از تو و گرنه نمیتوان | از بندگی تجاوز و از چاکری عدول | |
| در جانم آتشیست ز هجر تو ورنه چیست؟ | این آه سرد و سوز دل و ناله و غول | |
| در وصف قد و زلف تو هر چند سالهاست | کاهل حدیث عرض سخن میدهند و طول | |
| از آسمان عشق تو قرآن فارسی | امروز میکند به دل اوحدی نزول |