اوحدی مراغهای (غزلیات)/مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست) از اوحدی مراغهای |
' |
| مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست | دوست میدارد، ولیکن زهرهی گفتن کراست؟ | |
| روی او در حسن چون ما هست، میگویم تمام | قد او در لطف چون سروست، بنمودیم راست | |
| گر زبان در کام من شیرین شود چون نام او | بر زبانم رانم، سرم در معرض اندیشهاست | |
| ای زبان، بگذر، که نام پاک او از بس شرف | در ضمیرم گر بگردد، هم نپندارم رواست | |
| اوحدی گر مهر او ورزی،بنه گردن به جور | بیدقی را زودتر باید زدن کوشاه خواست | |
| عاشق و درویشی اینجا، در دعا و صبر کوش | چارهی عاشق صبوری، کار درویشان دعاست |