اوحدی مراغهای (غزلیات)/لاله افیون در شراب انداختست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (لاله افیون در شراب انداختست) از اوحدی مراغهای |
' |
| لاله افیون در شراب انداختست | نرگس و گل را خراب انداختست | |
| از ریاحین چرخ در ناف زمین | نافهای مشک ناب انداختست | |
| نغمهی شیرین مرغان سحر | شور در مستان خواب انداختست | |
| عندلیب از عشق گل در بوستان | نالهی چنگ و رباب انداختست | |
| شرم بادا لاله را! تا از چه روی | پیش ترک من نقاب انداختست؟ | |
| بر سر خوان غمش در هر طرف | از دل بریان کباب انداختست | |
| ترک من تیری نیندازد خطا | خود چه گفتم؟ کی صواب انداختست؟ | |
| سرو مرد قامت او نیست، لیک | خر بسی خر در خلاب انداختست | |
| عشقبازان در بهشتند،اوحدی | زهد ما را در عذاب انداختست | |
| زود پوسد جامهی پرهیز ما | کین قصب بر ماهتاب انداختست |