اوحدی مراغهای (غزلیات)/زود شود باز بستهی تو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (زود شود باز بستهی تو) از اوحدی مراغهای |
' |
| زود شود باز بستهی تو | عاشق از دام جستهی تو | |
| رونق گل میبرد همیشه | عارض چون لاله دستهی تو | |
| آن شکرینی، که وقت بوسه | قند بریزد ز پستهی تو | |
| رحم، که بر هم شکست ما را | طرهی در هم شکستهی تو | |
| وقت نیامد که باز بندی؟ | رشتهی عهد گسستهی تو | |
| عید من آن دم بود که بینم | ماه جمال خجستهی تو | |
| تن به سرشک چو سیم شویم | زان تن چون سیم شستهی تو | |
| اوحدی، اینجا چه گرد خیرد؟ | زین دل در خون نشستهی تو | |
| طاقت تیر غمش نیاورد | سینهی مجروح خستهی تو |