اوحدی مراغهای (غزلیات)/روی در پرده و از پرده برون مینگری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (روی در پرده و از پرده برون مینگری) از اوحدی مراغهای |
' |
| روی در پرده و از پرده برون مینگری | پردهبردار، که داریم سر پردهدری | |
| خلق بر ظاهر حسن تو سخنها گویند | خود ندانند که از کوی تصور بدری | |
| هر کسی روی ترا بر حسب بینش خویش | نسبتی کرده به چیزی و تو چیز دگری | |
| لاله خوانند ترا، آه! ز تاریک دلی | سرو گویند ترا، وای! ز کوتهنظری | |
| تو به نظاره و برجستن رویت جمعی | متفرق شده در هر طرف از بیبصری | |
| عشق ارباب هوی وه! که چه ناخوش هوسست | گلهی دیو دوان در پی یک مشت پری | |
| اوحدی را ز فراقت نفسی بیش نماند | آه! اگر چارهی بیچارگی او نبری |