اوحدی مراغهای (غزلیات)/دیگر آن حلقه و آن دانهی در در گوشت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (دیگر آن حلقه و آن دانهی در در گوشت) از اوحدی مراغهای |
' |
| دیگر آن حلقه و آن دانهی در در گوشت | که ببیند، که نبخشد دل و دین و هوشت؟ | |
| پای بر گردن گردون نهم از روی شرف | گر چو زلف تو شبی سر بنهم بر دوشت | |
| طوطی چرب زبان، با همه شیرین سخنی | دم نیارد که زند پیش لب خاموشت | |
| شهر پر شور شد از پستهی شکر پاشت | دهر پر فتنه شد از سنبل نسرین پوشت | |
| ای بسا! نیش کزان غمزه فروشد به دلم | خود به کامی نرسید از دهن چون نوشت | |
| دارم اندیشه که: یک بوسه بخواهم ز لبت | باز میترسم از آن خوی ملامت کوشت | |
| سخن اوحدی، از خود همه مرواریدست | هیچ شک نیست که: بیزر نرود در گوشت |