اوحدی مراغهای (غزلیات)/دلم جز تو آهنگ یاری نکرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (دلم جز تو آهنگ یاری نکرد) از اوحدی مراغهای |
' |
| دلم جز تو آهنگ یاری نکرد | به غیر از تو میل کناری نکرد | |
| به طرف چمن در خزانی نرفت | تماشای گل در بهاری نکرد | |
| به راه تو بر هیچ خاکی ندید | که از اشک بر وی نثاری نکرد | |
| کسی را که با رویت افتاد مهر | چو مه را بدید، اعتباری نکرد | |
| در آنها که دل مدخلی میکنند | بجز دوستیت اختیاری نکرد | |
| لبت پیش ما هیچ شغلی ندید | که از محنتش پود و تاری نکرد | |
| شبی در فراقت نکردیم روز | که با ما جهان کار زاری نکرد | |
| نمودی که: رویم چه کرد از جفا؟ | وفایی که جستیم باری نکرد | |
| خرامنده قدی چنان دلنواز | چه معنی که بر ما گذاری نکرد؟ | |
| نگوید کسی شکر ایام عمر | کزان لعل شیرین شکاری نکرد | |
| ز نوشیدنیها می وصل تست | که نوشندگان را خماری نکرد | |
| خیال تو پیش من آمد شبی | ولی نیم ساعت قراری نکرد | |
| دل اوحدی تکیه بر عمر داشت | خود او نیز بگذشت و کاری نکرد |