اوحدی مراغهای (غزلیات)/دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم) از اوحدی مراغهای |
' |
| دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم | که فراوان طلبت کردم و نتوانستم | |
| خلق گویند: سخنهای پریشان بگذار | چه کنم؟ چون دل شوریده پریشانستم | |
| گر چه از خاک سر کوی تو دورم کردند | همچنان آتش سودای تو در جانستم | |
| گفته بودم که: بترک تو بگویم پس ازین | باز میگویم و از گفته پشیمانستم | |
| گر به درد من سرگشته ترا خرسندیست | بکشم درد تو ناچار، چو درمانستم | |
| آنچه از هجر تو بر خاطر من میگذرد | گر به کفار پسندم نه مسلمانستم | |
| اوحدی،عیب من خسته مکن در غم او | چون کنم؟ کین دل مسکین نه به فرمانستم |