اوحدی مراغهای (غزلیات)/دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟) از اوحدی مراغهای |
' |
| دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟ | کافران را دل نرمست و ترا نیست چرا؟ | |
| بر درت سگ وطنی دارد و ما را نه، که چه؟ | به سگانت نظری هست و بمانیست چرا؟ | |
| هر که قتلی بکند کشته بهایی بدهد | تو مرا کشتی و امید بها نیست چرا؟ | |
| خون من ریزی و چشم تو روا میدارد | بوسهای خواهم و گویی که: روانیست، چرا؟ | |
| شهریان را به غریبان نظری باشد و من | دیدم این قاعده در شهر شما نیست، چرا؟ | |
| من و زلف تو قرینیم به سرگردانی | من ز تو دورم و او از تو جدا نیست چرا؟ | |
| دیگران را همه نزدیک تو را هست و قبول | اوحدی را ز میان راه وفا نیست چرا؟ |