اوحدی مراغهای (غزلیات)/خانهی تحقیق را ماه شبستان تویی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (خانهی تحقیق را ماه شبستان تویی) از اوحدی مراغهای |
' |
| خانهی تحقیق را ماه شبستان تویی | انفس و آفاق را میوهی بستان تویی | |
| از ره صورت ترا آدم خاکیست نام | چونکه به معنی رسی صورت رحمان تویی | |
| مهد سلیمان کشید باد به تاثیر مهر | مهد سلیمان بهل، مهر سلیمان تویی | |
| داروی دردی که هست از در غیری مخواه | درد دل خویش را دارو و درمان تویی | |
| در کرمآباد جود بر سر خوان وجود | اول نعمت تراست آخر مهمان تویی | |
| آنکه سخن زاد ازو نی سخن آباد ازو | روی سخن در تو کرد زانکه سخندان تویی | |
| دوش طلب گار دوست گشتم و گفت: اوحدی | کانچه طلب میکنی دور مرو، کان تویی |