اوحدی مراغهای (غزلیات)/حلوای نباتست لبت، پسته دهانا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (حلوای نباتست لبت، پسته دهانا) از اوحدی مراغهای |
' |
| حلوای نباتست لبت، پسته دهانا | در باغ گلی نیست به رخسار تو مانا | |
| زیر لبت ازوسمه نقطهاست، چه روشن؟ | گرد رخت از مشک زقمهاست چه خوانا؟ | |
| گفتم: نتوانی دل شهری بربودن | نی، چون نتوانی، که شگرفی و توانا؟ | |
| بس گوشه نشینی که ز هجر تو بنالد | این ناله به گوشت نرسیدست همانا | |
| مردم نه عجب صورت عشقم که بدانند | بیعشق نشستن عجب از مردم دانا | |
| هر لحظه زبان فاش کند سر دل من | پیوسته ز دست تو برنجیم، زبانا | |
| دلسوختهی عشق تو گردید به صد جان | غافل مشو از اوحدی سوخته، جانا |