اوحدی مراغهای (غزلیات)/این همه پروانها، سوخته از چپ و راست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (این همه پروانها، سوخته از چپ و راست) از اوحدی مراغهای |
' |
| این همه پروانها، سوخته از چپ و راست | شمع شب ما بود، راه شبستان کجاست؟ | |
| شحنه اگر دوست بود، این همه بیداد چیست؟ | وین همه آشوب چه؟ گر ملک از شهر ماست | |
| چون نپسندد جفا نرگس سرمست یار؟ | کز قبل او ستم وز طرف ما رضاست | |
| دلبر اگر میکند گوش به فریاد ما | زین ستم و داوری داد نخواهیم خواست | |
| مطرب مجلس بگفت از لب او نکتهای | هوش حریفان ببرد، شور ز مستان بخاست | |
| جمله به یاد رخش خرقه در انداختند | گر چه ازان خرقها پیرهن ما قباست | |
| در شب دیجور غم پرتو شمعی چنین | چون همه عالم گرفت؟ گرنه ز نور خداست | |
| گفت: به خاک درم چون گذری سر بنه | من نتوانم نهاد سر، مگر آنجا که پاست | |
| گر قدمی مینهد بر سر بیمار عشق | آن کرم و لطف را عذر چه دانیم خواست؟ | |
| جنس من و نقد من در سر او رفت، لیک | جنس ارادت فزود، نقد محبت بکاست | |
| اوحدی، ار زانکه دوش از تو دلی بردهاند | در پی او غم مخور، کان که ببرد آشناست |