اوحدی مراغهای (غزلیات)/آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست) از اوحدی مراغهای |
' |
| آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست | یارب، گل پاکش ز چه ترکیب سرشتست؟ | |
| انصاف توان داد که: با لطف وجودش | بنیاد وجود دگران از گل و خشتست | |
| زین بیش مده وعده به فردای بهشتم | کامروز به نقد از رخ او خانه بهشتست | |
| با قامت او هر که نشاند پس ازین سرو | بسیار کند سرزنش آن سرو که کشتست | |
| گفتم که: بگویم به کسی درد دل خویش | از خود به جهان یک دل بیدرد نهشتست | |
| جان را نبود قیمت و دل چیست بر او؟ | کس نام چنین ها نتوان برد، که زشتست | |
| ای اوحدی، از سر بنهی بر خط او نه | کامروز کسی بهتر ازین خط ننوشتست |