انوری (مقطعات)/یک دو منک می سه تن به چار جوانب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (یک دو منک می سه تن به چار جوانب) از انوری |
' |
| یک دو منک می سه تن به چار جوانب | پنج قدح شش زمان بخورده و خفته | |
| هفت فلک شد گوا که هشت تن از دل | نه ره ده بار در مدح تو سفته | |
| مفخر دهری بده زبان و بنه روی | هشت جنان هفت چرخ مدح تو گفته | |
| می شش و نان پنج من چهار منی گوشت | زین سه دو دارم یکی فرست نهفته | |
| وزیر ملکپرور صدر دنیی | زهی احسان تو دنیی گرفته | |
| وفا در طبع تو تسکین گزیده | سخا در دست تو ماوی گرفته | |
| جهان در آفتاب دولت تو | وطن در سایهی طوبی گرفته | |
| ز دارالملک اقبال تو ترمد | جلال گنبد اعلی گرفته | |
| ز اقبال تو درج گوهر کون | فروغ گوهر معنی گرفته | |
| فلک در پیش عالی درگه تو | ز حیرتها کم دعوی گرفته | |
| حسام فتح تو دنیی گشاده | کمند خیر تو عقبی گرفته |