انوری (مقطعات)/گرچه در دور تو ای دریادل کان دستگاه
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (گرچه در دور تو ای دریادل کان دستگاه) از انوری |
' |
| گرچه در دور تو ای دریادل کان دستگاه | مدتی گرگان شبان بودند و دزدان محتسب | |
| واندرین دوران که انصاف تو روی اندر کشید | فتنها شد ذوشجون و قصدها شد منشعب | |
| سایه مفکن بر حدیث انقلابی کاوفتاد | کان نه اول حادثه است از روزگار منقلب | |
| در خم دور فلک تا عدل باشد کوژپشت | عافیت را کی تواند بود قامت منتصب | |
| کان و دریایی بنه در حبس دل بر اضطراب | زانکه کان پیوسته محبوسست و دریا مضطرب |