انوری (مقطعات)/کلبهای کاندرو به روز و به شب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (کلبهای کاندرو به روز و به شب) از انوری |
' |
| کلبهای کاندرو به روز و به شب | جای آرام و خورد و خواب منست | |
| حالتی دادم اندرو که در آن | چرخ در غبن و رشک و تاب منست | |
| آن سپهرم درو که گوی سپهر | ذرهای نور آفتاب منست | |
| وان جهانم درو که بحر محیط | والهی لمعهی سراب منست | |
| هرچه در مجلس ملوک بود | همه در کلبهی خراب منست | |
| رحل اجزا و نان خشک برو | گرد خوان من و کباب منست | |
| شیشهی صبر من که بادا پر | پیش من شیشهی شراب منست | |
| قلم کوته و صریر خوشش | زخمه و نغمهی رباب منست | |
| خرقهی صوفیانهی ارزق | بر هزار اطلس انتخاب منست | |
| هرچه بیرون از این بود کم و بیش | حاش للسامعین عذاب منست | |
| گنده پیر جهان جنب نکند | همتی را که در جناب منست | |
| زین قدم راه رجعتم بستست | آنکه او مرجع و مب منست | |
| خدمت پادشه که باقی باد | نه به بازوی باد و آب منست | |
| این طریق از نمایشست خطا | چه کنم این خطا صواب منست | |
| گرچه پیغام روحپرور او | همه تسکین اضطراب منست | |
| نیست من بنده را زبان جواب | جامه و جای من جواب منست |