انوری (مقطعات)/کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش) از انوری |
' |
| کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش | تا که از قومی که هم ایشان و هم ما تیشهایم | |
| شعر بردم خواجه را حالی جوابی باز گفت | لفظ و معنی همچنان یعنی که ما همپیشهایم | |
| قصه تا کی گویم از بس خواب خرگوش خسان | راست چون شیران به شب آتش زده در بیشهایم | |
| خاطر از اندیشه عاجز و نقد کیسه این | دیر شد معذور میدار اندر آن اندیشهایم |