انوری (مقطعات)/هر که تواند که فرشته شود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (هر که تواند که فرشته شود) از انوری |
' |
| هر که تواند که فرشته شود | خیره چرا باشد دیو و ستور | |
| تا نکنی ای پسر ناخلف | ملک پدر در سر شیرین و شور | |
| چیست جهان قعر تنور اثیر | خود چه تفرج بود اندر تنور | |
| جان که دلش سیر نگردد زتن | مرغ و قفص نیست که مرده است و گور | |
| خشم چو دندان بزند همچو مار | حرص چو دانه بکشد همچو مور | |
| طیره توان داد ملک را به قدر | سخره توان کرد فلک را به زور | |
| چشمهی خورشید شو از اعتدال | تا برهی از قصب و از سمور | |
| خاک به شهوت مسپر چون سپهر | تا نه زنت غتفره گیرد نه پور | |
| بو که گریبانت بگیرد خرد | خود که گرفتست گریبان عور | |
| گیر که گیتی همه چنگست و نای | گیر که گردون همه ماهست و هور | |
| طبع ترا زانچه که گوشیست کر | نفس ترا زانچه که چشمیست کور |