انوری (مقطعات)/نگر تا حلقهی اقبال ناممکن نجنبانی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (نگر تا حلقهی اقبال ناممکن نجنبانی) از انوری |
' |
| نگر تا حلقهی اقبال ناممکن نجنبانی | سلیما ابلها لابلکه مرحوما و مسکینا | |
| سنایی گرچه از وجه مناجاتی همی گوید | به شعری در ز حرص آنکه یابد دیدهی بینا | |
| که یارب مر سنایی را سنایی ده تو در حکمت | چنان کز وی به رشک آید روان بوعلی سینا | |
| ولیکن از طریق آرزو پختن خرد داند | که با تخت زمرد بس نیاید کوشش مینا | |
| برو جان پدر تن در مشیت ده که دیر افتد | ز یاجوج تمنی رخنه در سد ولوشینا | |
| به استعداد یابد هرکه از ما چیزکی یابد | نه اندر بدو فطرت پیش از کان الفتی طینا | |
| بلی از جاهدوا یکسر به دست تست این رشته | ولیک از جاهدوا هم برنخیزد هیچ بیفینا |