انوری (مقطعات)/من توانم که نگویم بد کس در همه عمر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (من توانم که نگویم بد کس در همه عمر) از انوری |
' |
| من توانم که نگویم بد کس در همه عمر | نتوانم که نگویند مرا بد دگران | |
| گر جهان جمله به بد گفتن من برخیزند | من و این کنج و به عبرت به جهان در نگران | |
| در بد و نیک جهان دل نتوان بست ازآنک | گذرانست بد و نیک جهان گذران | |
| جز نکویی نکنم با همه تا دست رسد | که بر انگشت نپیچند بدم بیخبران | |
| نفس من برتر از آن است که مجروح شود | خاصه از گب زدن بیهدهی بیبصران | |
| گاو در خرمن من هست مرا میشاید | ریش گاوی بود آبستنی از کون خران |