انوری (مقطعات)/مفتی شرع کرم عاقلهی ملت جود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (مفتی شرع کرم عاقلهی ملت جود) از انوری |
' |
| مفتی شرع کرم عاقلهی ملت جود | آنکه از مادر احرار چنو کم زاید | |
| فتوی بنده چو از روی کرم برخواند | حکم فتوی بکند مشکل آن بگشاید | |
| خواجهای بندهی خود را نه به تکلیف سوئال | به مراد دل خود مکرمتی فرماید | |
| مدتی بنده نیابد خبری زان انعام | هم در آن بیخبری عمر همی فرساید | |
| چون خبر یافت هم از خواجه بپرسد کانکیست | که مراآنچه تو فرمودی ازو میباید | |
| خواجه گوید که فلانست برو زو بطلب | بنده دم در کشد و هیچ بدان نفزاید | |
| چون دگر روز بپرسد که فلان خواجه کجاست | تا بدو بگرود و پس به ادا بگراید | |
| مردکی بیند از این بیهده گو چاکرکی | مشت کلپتره و بیهوده به هم درخاید | |
| گویدش خواجهی ما رفت کنون ده روزست | تا رسیدست برو دایه و زن میگاید | |
| بنده چون از پس آن رفته نخواهد رفتن | عوض آن اگر از خواجه بخواهد شاید | |
| ور نشاید که عوض خواهد ازو آیدش آن | که حوالت نپذیرد پس از آن تا ناید |