انوری (مقطعات)/به خدایی که عقل کلی را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (به خدایی که عقل کلی را) از انوری |
' |
| به خدایی که عقل کلی را | بر درش سر بر آستان دیدم | |
| از پی وصف حضرت عزش | دهن نطق بیزبان دیدم | |
| که من از دوری تو دور از تو | بیتکلف هلاک جان دیدم | |
| بیتو تاریک شد جهان بر من | که به روئیت همه جهان دیدم | |
| بجز تو در دو گیتی کس ندیدست | کریم ابنالکریمی تا به آدم | |
| زمین تاب عتاب تو ندارد | چه جای این حدیث است آسمان هم | |
| غرض ذات تو بود ارنه نگشتی | بنی آدم به کرمنا مکرم | |
| سخن کوتاه شد گر راست خواهی | تویی آنکس دگر والله اعلم |