انوری (مقطعات)/ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار) از انوری |
' |
| ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار | دایم از اقبال چون دارالقرار آباد باد | |
| آن مکان کز تو فلک قدر و زمین بسطت شده است | در نهاد خود فلک سقف و زمین بنیاد باد | |
| گفتهای از روی آزادی نزولی کن درو | جاودان جانت ز بند حادثات آزاد باد | |
| وانکه گفتی طبع ما را شاد گردان گاهگاه | گاه و بیگاهت دل صافی و طبع شاد باد | |
| پایهی شعر از عذوبت بردهای بر آسمان | آشمان را کمترین شاگرد تو استاد باد | |
| باد شهرت را که دارد نسبت از باد بهشت | بر سر از تشویر طبعت خاک و در کف باد باد | |
| کمترین بندگان از بندگان خاص تو | ای خداوندیت عام از بندگانت یاد باد |