انوری (مقطعات)/ای شاه ز نقدها که باشد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (ای شاه ز نقدها که باشد) از انوری |
' |
| ای شاه ز نقدها که باشد | در کیسهی صبح و شام موجود | |
| در کیسهی عمر انوری نیست | الا نفسی سه چار معدود | |
| وان نیز به بند و مهر او نیست | تا خرج کند چو نقد معهود | |
| گیرم که یکی دو زان بدزدد | تا رای فلک رسد به مقصود | |
| نی دست تصرفش ببرند | وین عاقبتی بود نه محمود | |
| آنگه چه زند چو دست نبود | در دامن جست و جوی معبود | |
| دانی که چو حال بنده این است | ای عنصر عدل و رحمت و جود | |
| شب خوش بادیش کن به کلی | نه شاعر و شعر هست مفقود | |
| ای تا به ابد شب تمنیت | آبستن روزهای مسعود | |
| هر که زی خویشتن گران آید | به بر دیگران گران نبود | |
| وانکه گوید که من سبکروحم | زو گرانتر درین جهان نبود | |
| از سبک روح راحت افزاید | وز گران جز فساد جان نبود | |
| گفتم ترا مدیح دریغا مدیح من | خود کردهام ندارد باکرد خویش سود | |
| چون احتلام بود مرا مدح گفتنت | بیدار گشتم آب نه درجای خویش بود |