انوری (مقطعات)/ای به طالع چو نام خود مسعود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (ای به طالع چو نام خود مسعود) از انوری |
' |
| ای به طالع چو نام خود مسعود | وی به همت چو رای خویش رفیع | |
| آسمان آن مطاع عالم کون | امر و نهی ترا به طوع مطیع | |
| تیره ماه امید را داده | به صبای وفا مزاج ربیع | |
| دو طلایه است حزم و عزم ترا | سیرشان جاودان بطیء و سریع | |
| مدتی شد که در مصالح من | بودهای هم تو خصم و هم تو شفیع | |
| عاطفتهای خاص تو دادست | صد رهم بینیازی از توزیع | |
| بدعتی تو منه در این مدت | که بود از خصایص تو بدیع | |
| به خدایی که جز بدو سوگند | هست شرک خفی و فحش شنیع | |
| که به ترویج این خطم هرگز | این توقع نبود از آن توقیع |