انوری (مقطعات)/ای به اقلیم کبریای تو در
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (ای به اقلیم کبریای تو در) از انوری |
' |
| ای به اقلیم کبریای تو در | آسمان شحنه آفتاب عسس | |
| چند گویی چه خوردهای به وثاق | تو بدانی اگر نداند کس | |
| چه خورم خون پنج و شش روزان | نپزد مطبخم جز که هوس | |
| به خدایی که مجمل روزی | به تفاصیل او رساند و بس | |
| که زمین و هوای خانهی من | نه همی مور بیند و نه مگس | |
| هین که اسباب زندگیم امروز | هیچ معلوم نیست جز که نفس |