انوری (مقطعات)/ای بس که جهان جبهی درویش گرفته
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (ای بس که جهان جبهی درویش گرفته) از انوری |
' |
| ای بس که جهان جبهی درویش گرفته | از فضلهی زنبور برو دوختهام جیب | |
| واکنون همه شب منتظرم تا بفروزند | شمعی که به هر خانه چراغی نهد از غیب | |
| آن روز فلک را چو در آن شکر نگفتم | امروز درین زشت بود گر کنمش عیب |