انوری (مقطعات)/ای بزرگی که از شمایل و قدر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (ای بزرگی که از شمایل و قدر) از انوری |
' |
| ای بزرگی که از شمایل و قدر | ملک را زینتی و دین را زین | |
| نور رای تو فالق الاصباح | کف و کلک تو مجمعالبحرین | |
| روزی خلق تو به یومالدین | گشته در ذمت سخای تو دین | |
| زاسمان تا به پایهی شرفت | از زمین تا به آسمان مابین | |
| سقطهی تو سواد مسکون را | ای ز سکانش چون سواد از عین | |
| به من از کربت و بلا آورد | که نیاورد کربلا به حسین | |
| نبود شین اگر بود عاجز | ای ز گیتی نه عجز دیده نه شین | |
| قطرهای از تحمل کشتی | اشتری از تحمل کونین | |
| ای سلامت به صحبتت عطشان | چون به آب حیات ذوالقرنین | |
| ز ارزوی علاجت از دل پاک | در حنین آمده عظام حنین | |
| گفته بودم به خدمتت برسم | خردم گفت اننا من این | |
| نزد سیمرغ تب از آن خوشتر | کش عیادت کند غراب البین |