انوری (مقطعات)/ای آنکه لقب تاش ثاقب تو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (ای آنکه لقب تاش ثاقب تو) از انوری |
' |
| ای آنکه لقب تاش ثاقب تو | هر شب ز فلک اهرمن رماند | |
| موئمن به زبان بر پس اذاجاء | نام پسر و کنیت تو خواند | |
| خورشید جهان را به هر وظیفت | نور دگر از رای تو ستاند | |
| بر چهرهی گیتی اگر بخواهی | خالی ز سیاهی شب نماند | |
| گیتی به لب خشک نامرادان | بیدست تو آبی نمیرساند | |
| وز معرکهی آز بیمحابا | بیوجود تو کس را نمیرهاند | |
| وز قدر تو اندر حروف معجم | کلک تو نهد زانکه او تواند | |
| منشی فلک با فنون انشاء | پیش قلمت هر ز بر نداند | |
| بر سدهی تو کاسمان به رغبت | آن خواهد کانجم برو فشاند | |
| چون سایهی نشاندست انوری را | عشق تو وزین گونه او نشاند | |
| گر نیست اجازه به ادخلوها | باز آیت الراحلون بخواند |