انوری (مقطعات)/انوری بهر قبول عامه چند از ننگ شعر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (انوری بهر قبول عامه چند از ننگ شعر) از انوری |
' |
| انوری بهر قبول عامه چند از ننگ شعر | راه حکمت رو قبول عامهگو هرگز مباش | |
| رفت هنگام عزل گفتن دگر سردی مکن | راویان را گرمی هنگامهگو هرگز مباش | |
| تاج حکمت با لباس عافیت باشد بپوش | جان چو کامل شد طراز جامهگو هرگز مباش | |
| در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر | هر کجا آمد شفا شهنامهگو هرگز مباش | |
| تاکی از تشبیه تیغ و خامه خامی بایدت | تیر بهرامی تو تیغ و خامهگو هرگز مباش | |
| آرزو خود کام زادست و قناعت خوش منش | باد او شو کام از خودکامهگو هرگز مباش | |
| شب سیاه به تاریکی ار نشینم به | که از چراغ لیمان به من رسد تابش | |
| جگر بر آتش حرمان کباب اولیتر | که از سقایهی دونان کنند سیر آبش |