انوری (مقطعات)/افتخار جهان حمیدالدین
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (افتخار جهان حمیدالدین) از انوری |
' |
| افتخار جهان حمیدالدین | که خرد مدح تو همی خواند | |
| دانکه از هیچ روی نتوان گفت | که نداند همی و نتواند | |
| ماند یک چیز آنکه خود نکند | گرچه حالی تواند و داند | |
| زانکه بر بینیاز واجب نیست | کز پی نفع کس قضا راند | |
| لم در افعال او نیاید از آن | که سبب در میانه بنشاند | |
| غنی مطلق از غرض دورست | فعل او کی به فعل ما ماند | |
| هیچ تدبیر نیست جز تسلیم | خویشتن بیش از این نرنجاند |