انوری (مقطعات)/آنی که گر بخواهی از اقبال و سروری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (آنی که گر بخواهی از اقبال و سروری) از انوری |
' |
| آنی که گر بخواهی از اقبال و سروری | تری ز آب و خشکی از آتش برون بری | |
| داری مفرحی که دهد روح را غذا | سازی طریفلی که کنی دیو را پری | |
| دست مبارک تو بخواهد همی درست | از خط راست نامهی شکل صنوبری | |
| یارب چه طالعست که خود بیمعالجت | بیمار به شود چو تو زان راه بگذری |