انوری (قصاید)/هرچه زاب و آتش و خاک و هوای عالمست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (قصاید) (هرچه زاب و آتش و خاک و هوای عالمست) از انوری |
' |
| هرچه زاب و آتش و خاک و هوای عالمست | راستی باید طفیل آب و خاک آدمست | |
| باز هر کاندر دوام خیر کلی دست او | بر بنی آدم قویتر بهترین عالمست | |
| گر کسی تعیین کند کان کیست ورنه باک نیست | معنیی دارد مبین گر به صورت مبهمست | |
| عیسی اندر آسمان هم داند ار خواهی بپرس | تات گوید کاین سخن در صفوةالدین مریمست | |
| پادشا سیرت خداوندی که در تدبیر ملک | هرچه رای اوست رای پادشاه اعظمست | |
| آنکه در انگشت تدبیر سلیمان دوم | مشورتهای صوابش را خواص خاتمست | |
| ای از آن برتر که در طی زبان آید ثنات | طوطی معنی منم وینک زبانم ابکمست | |
| حرف را چون حلقه بر در بستهای پس ای عجب | من چگویم چون لغتها از حروف معجمست | |
| ابجد نعمت تو حاصل زان دبیرستان شود | کاوستادش علم الانسان ما لم یعلمست | |
| گر به خاطر در نگنجد مدح تو نشگفت ازآنک | هرچه عقلش در تواند یافت از قدرت کمست | |
| قدرت اندیشه بر قدر تو شکلی مشکلست | دیدن خورشید بر خفاش کاری معظمست | |
| مسند قدر تو تن در حیز امکان نداد | زان تاسف آسمان اندر لباس ماتمست | |
| خواستم گفت آسمانی رفعتت، گفتا مگو | کاسمان از جملهی اقطاع ما یک طارمست | |
| تو در آن اندازهای از کبریا کاندر وجود | هیچکس را دست بر نتوان نهادن کو همست | |
| باد را در شارع حکمت شتابی دایمست | خاک را از فضلهی حلمت اساسی محکمست | |
| ایمنی با سدهی جاهت چو دمسازی گرفت | فتنه را گفتند کایمان تازه کن کاخر دمست | |
| تا در انعام تو بر آفرینش باز شد | آز را پیوسته در با بینیازی درهمست | |
| فتح باب دست تو شکلیست کز تاثیر او | دود آتش را میان چو ابر نیسان پر نمست | |
| موج شادی میزند جان جهانی از کفت | اینت غم گر کان و دریا را از آن شادی غمست | |
| سعد اکبر کیست کاندر یک دو گز مقنع ترا | آن سعادتهای دنیاوی و دینی مدغمست | |
| کز ورای بیخ گردون ده یکی زان خاصیت | مشتری را در صد و سی گز عمامه معلمست | |
| تا که از دوران دایم و زخم سقف فلک | با چراغ صبح اشهب دود شام ادهمست | |
| آتش جود ترا کز دود منت فارغست | آن سعادت باد هیزمکش که بیرون زین خمست | |
| مینیارم گفت خرم باد عیدت، گو چرا | زانکه خود عید دو گیتی از وجودت خرمست | |
| رایت عز تو بر بام بقا تا در گذر | طرهی شب نیزهی فوج زمان را پر چمست |