انوری (قصاید)/ای نمودار سپهر لاجورد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (قصاید) (ای نمودار سپهر لاجورد) از انوری |
' |
| ای نمودار سپهر لاجورد | گشته ایمن چون سپهر از گرم و سرد | |
| هم سپهر از رفعت سقفت خجل | هم بهشت از غیرت صحنت به درد | |
| اشک این چون آب شنگرف تو سرخ | روی آن چون رنگ زرنیخ تو زرد | |
| آسمان چون لاجوردت حل شده | در سرشک از غبن سنگ لاجورد | |
| ساکنی ورنه چه مابین است و فرق | از تو تا این گنبد گیتینورد | |
| جنتی در خاصیت زان چون ملک | وحش و طیرت فارغند از خواب و خورد | |
| رستنیهای تو بیسعی نما | جمله با برگ تمام از شاخ و نرد | |
| بلبلت را نیست استعداد نطق | ورنه دایم باشدی در ورد ورد | |
| باز و کبکت بیتحرک در شتاب | پیل و گرگت بیعداوت در نبرد | |
| پرده و آهنگ مطرب را صدات | کرده ترکیب از طریق عکس و طرد | |
| آسمانی و آفتابت صاحبست | آفتابی کاسمانی چون تو کرد | |
| آفتابی کاسمان ساکن شود | گر نفاذ امر او گوید مگرد | |
| آفتابی کز کسوف حادثات | دامن جاهش نپذرفتست گرد | |
| گفته رایش در شب معراج جاه | آفتاب و ماه را کز راه برد | |
| دست رادش کرده در اطلاق رزق | ممتلی مر آز را از پیش خورد | |
| فاضل روزی به عقبی هم برد | هرکرا آن دست باشد پایمرد | |
| تا نباشد آسمان ار دور دور | تا نگردد آفتاب از نور فرد | |
| باد همچون آسمان و آفتاب | در نظام کل وجودش ناگزرد | |
| گشته گرد مرکز تدبیر او | گاه تدبیر آسمان تیز گرد | |
| بوده در نرد فرح نقشش به کام | تا فرح تاریخ این نقشست و نرد |