انوری (غزلیات)/یار دل در میان نمیآرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (یار دل در میان نمیآرد) از انوری |
' |
| یار دل در میان نمیآرد | وز دل من نشان نمیآرد | |
| سایه بر کار من نمیفکند | تا که کارم به جان نمیآرد | |
| وز بزرگی اگرچه در کارست | خویشتن را بدان نمیآرد | |
| کی به پیمان من درآرد سر | چون که سر در جهان نمیآرد | |
| روز عمرم گذشت و وعدهی وصل | شب هجرش کران نمیآرد | |
| عمر سرمایهایست نامعلوم | تاب چندین زیان نمیآرد | |
| به سر او که عشق او به سرم | یک بلا رایگان نمیآرد | |
| به دروغی بر انوری همه عمر | گر سر آرد توان نمیآرد |