انوری (غزلیات)/گر باز دگرباره ببینم مگر اورا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (گر باز دگرباره ببینم مگر اورا) از انوری |
' |
| گر باز دگرباره ببینم مگر اورا | دارم ز سر شادی بر فرق سر او را | |
| با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید | تلخ از چه سبب گوید چندین شکر او را | |
| سوگند خورم من به خدا و به سر او | کاندر دو جهان دوست ندارم مگر او را | |
| چندان که رسانید بلاها به سر من | یارب مرسان هیچ بلایی به سر او را | |
| هر شب ز بر شام همی تا به سحرگه | رخساره کنم سرخ ز خون جگر او را |