انوری (غزلیات)/کار جهان نگر که جفای که میکشم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (کار جهان نگر که جفای که میکشم) از انوری |
' |
| کار جهان نگر که جفای که میکشم | دل را به پیش عهد وفای که میکشم | |
| این نعرههای گرم ز عشق که میزنم | این آههای سرد برای که میکشم | |
| بهر رضای دوست ز دشمن جفا کشند | چون دوست نیست بهر رضای که میکشم | |
| دل در هوای او ز جهانی کرانه کرد | آخر نگویدم که هوای که میکشم | |
| ای روزگار عافیت آخر کجا شدی | باری بیا ببین که برای که میکشم | |
| شهریست انوری و شب و روز این غزل | کار جهان نگر که جفای که میکشم |